تبليغاتX
معراج نامه :سفر معجزه آسای پیامبر (ص)

معراج نامه :سفر معجزه آسای پیامبر (ص)

عظمت هستی

سخنرانی جلسه اول آقای برهانی با موضوع: محمد (ص) پیامبر کهکشان ها، از سلسله جلسات طرح «حدیث راه عشق » ، اصفهان، تابستان 81 .


بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی المهدی الذی و عدالله عزوجل به الامم ان یجمع به الکلم و یلم به الشعث و یملا به الارض قسطا و عدلا .

... دانشمندان کیهان شناس دو دسته اند: یک دسته زمین زیستی ها هستند که معتقدند در هر منظومه ای سیاره ای با شرایط زمین وجود داشته باشد، انسان عاقل و با شعور می تواند روی آن زندگی کنند . دسته دیگر دگرزیستی ها هستند که معتقدند که نباید معیار و مقیاس حیات را زمین قرار داد . ممکن است خداوند در شرایط و ضوابط متفاوت با شرایط زمین موجودات عاقل و دارای شعور و صاحب ادراک و عبادت کننده و مکلف بیافریند . این گروه طرفداران دگرزیستی هستند . این مساله ازنظر علمی در پنج بخش تحلیل می شود . اول از دیدگاه عظمت هستی و کثرت عوالم وجود، «آیا فقط یک زمین در عالم وجود هست؟» ، «فقط یک منظومه هست؟» ، «فقط یک کهکشان هست؟» یا اینکه «در هر کهکشان میلیارد میلیارد سیاره موجود است؟» .

دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که کهکشان راه شیری، مجموعه ای شامل چهارصد میلیارد منظومه است . آیا می توان قبول کرد که در این چهارصد میلیارد منظومه، تنها منظومه، زمین باشد و فقط روی یک زمین 7 میلیارد انسان ادامه حیات بدهند؟

بهتر است ابتدا یک مقدار در رابطه با عظمت نظام خلقت بحث شود . «زمین ما یک سیاره کوچک است یا یک سیاره بزرگ؟ چقدر بزرگ است؟» خصوصیات ابعادی زمین ما این است: خط استوا 40 هزار کیلومتر 12800 کیلومتر قطر، (21 10×5977 تن وزن زمین است (تقریبا (24 10×6 کیلوگرم)، (18 10×5018 وزن اتمسفر اطراف زمین . این مجموعه با این حجم و سنگینی یک سیاره از 9 سیاره (1) منظومه شمسی است .

«منظومه ما چقدر بزرگ است؟» فاصله هر یک از سیاره های منظومه شمسی با خورشید به این ترتیب است: عطارد 58 میلیون کیلومتر، زهره (ناهید) 108 میلیون کیلومتر، زمین 150 میلیون کیلومتر، مریخ 227 میلیون کیلومتر، مشتری 778 میلیون کیلومتر، زحل 1400000 میلیون کیلومتر (1 میلیارد و 400 میلیون کیلومتر)، اورانوس 2 میلیارد و 500 میلیون کیلومتر، نپتون 4 میلیارد کیلومتر، پلوتو 6 میلیارد کیلومتر و آن چهار سیاره تازه کشف شده که آخرین آنها جارون است 42 میلیارد و 500 میلیون کیلومتر .

قطر منظومه شمسی 58 میلیارد کیلومتر است با تعداد 50 قمر (1 قمر زمین، 2 قمر مریخ، 15 قمر مشتری، 23 قمر زحل که حلقه های آن بقایای اقمار است و . .). و تعداد زیادی ستاره دنباله دار و تعداد زیادی خرده ستاره (استروئید)، یک منظومه را تشکیل می دهند و کهکشان راه شیری از 400 میلیارد منظومه تشکیل شده است و جزو کهکشانهای کوچک است و 100 هزار سال نوری قطر دارد . 2 در همسایگی ما کهکشان امراة المسلسلة (آندرومدا) 200 هزار سال نوری قرار دارد3 (2 برابر کهکشان راه شیری) . زمین زیستی ها، با توجه به این عظمت هستی، در پی این هستند که سیاره ای شبیه زمین در منظومه های دیگر بیابند که احتمال حیات و وجود موجودات زنده در آنها می دهند .

اخیرا کهکشانی کشف کرده اند که 6 میلیون سال نوری قطر دارد . در رصدخانه پالومار و با استفاده از رادیو تلسکوپ پورتوریکو4 امواجی را از فاصله 18 میلیارد سال نوری از یکی از کهکشان ها دریافت کرده اند . وقتی که این امواج را برای بررسی به کامپیوترها دادند، دیدند که فرکانس منظمی دارد . حال دقت کنید که این امواج 18 میلیارد سال پیش× از یک کهکشان گسیل شده اند به طرف ما و در عرض این مدت چقدر از آن کهکشان، چقدر «اذا رجت الارض رجا و بست الجبال بسا، فکانت هبآء منبثا» 5 شده است، چقدر «از الشمس کورت » 6 شده است . در طی این سال ها چقدر زمین ها منفجر شده اند ...

از رئیس رصدخانه پالوما (پرسیده اند) که «آیا شما به مرز هستی رسیده اید؟» پاسخ داده است «خیر، ما می توانیم تا فاصله 20 میلیارد سال نوری امواج را دریافت کنیم . قطر آنچه ما از هستی شناخته ایم 40 میلیارد سال نوری است » در فراسوی قدرت دید ما، کائنات و کهکشان هایی است که هرگز چشم ما قادر به درک آنها نیست در بعضی موارد این را تجربه کرده ایم . رصدخانه هابل رفت در مدار زمین، قدرت دید آن هزاران برابر دید زمین شد و توده ای به اندازه یک سر سنجاق مشاهده شد که به نظر یک خورشید می رسید ولی در اصل یک توده کهکشانی با 8 هزار کهکشان بود . این قدرت دستگاه های گیرنده ماست، ما هنوز یک میلیاردم هستی را نتوانسته ایم ببینیم . قطر آنچه ما شناخته ایم 40 میلیارد سال نوری است با 400 میلیارد کهکشان . کهکشانهایی که چندین برابر کهکشان ما هستند (تا 60 برابر) با این همه یک میلیاردم هستی را هم نتوانسته ایم بشناسیم . کائنات بسیار عظیم تر از آن است که ما فکرش را بکنیم . روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل می کنم: قال رسول الله صلی الله علیه و آله: ان الله سبحانه خلق مئه الف قندیل و علقها بالعرش والسموات والارض و مافیها حتی جنة والنار کلها فی قندیل واحد ولا یعلم مافی القنادیل الباقیة الا الله سبحانه .» «خداوند منزه و پاک 100 هزار قندیل آفرید و به عرش آویزان کرد تمام آسمان ها و زمین و آنچه در آن است حتی بهشت و جهنم در یک قندیل است و هیچ کس جز خداوند پاک و منزه نمی داند که در بقیه قندیل ها چه خبر است

دقت کنید که عرش چقدر بزرگ است که توانسته 100 هزار قندیل را تحمل کند . مثالی بزنم تا روشن تر شود: خورشید 1 میلیون و 400 هزار کیلومتر قطر دارد یعنی بیش از یک میلیون زمین در آن جا می گیرد . با همین قطر و حجم وجرم زیاد است که توانسته سیاره زمین و سیارات دیگر منظومه شمسی را در جاذبه خودش نگه دارد، حالا ببینید عرش چقدر باید بزرگ باشد که صد هزار قندیل را نگه دارد . بهرحال این اولین قسمتی است که روی آن بحث شده است . آیا اصلا عقلانی است که در بین هستی با این عظمت تنها زمین ما، 7 میلیارد انسان داشته باشد؟ مگر خداوند را حکیم علی الاطلاق نمی دانید، پس چگونه ممکن است که این همه هستی را آفریده باشد و هدفی داشته باشد و هدف فقط در زمین باشد؟ خداوند اداره کننده و پرورش دهنده چند میلیارد میلیارد کهکشان، خالق همه عوالم که عالم ماده در برابر آن چیزی نیست، خداوندی که اداره کننده حرکت الکترون و پروتون درون اتم است و این قدر دقیق تنظیم شده است - که این دو متضادند و اگر به هم بخورند اتم نابود می شود - ولی هر کدام از این دو در مسیر مقدر خود در حرکتند، به راستی ما در برابر چه خدایی ایستاده ایم . اینجاست که بدن ما می لرزد، اما خداوند خود از ترس بنده جلوگیری می کند و صفت ربانیت خود را محصور در صفت رحمانیت خویش قرار می دهد . بسم الله الرحمن الرحیم . الحمدلله رب العالمین الرحمن الراحمین .» بنده من! مبادا بترسی که من ارحم الراحمین هستم . خدایا خودت بگو این همه هستی، با این عظمت، عبث و بیهوده و باطل است: «و ما خلقنا السماء والارض و ما بینهما لاعبین » 7 ما این آسمان و زمین و آنچه را میان آن دو است بازیچه نیافریدیم . «و ما خلقنا السماء والارض و مابینهما باطلا ذلک ظن الذین کفروا فویل للذین کفروامن النار» 8 ما آسمان و زمین و هر چه بین آنها است باطل و بیهوده خلق نکرده ایم . این گمان کافران است . وای بر کافران از عذاب سخت آتش دوزخ . «ان فی خلق السموات والارض و اختلاف اللیل والنهار لایات لاولی الالباب، الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات والارض، ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار9» خداوندا تو این هستی را عبث نیافریدی .

حضرت علی (ع) وقتی این آیات را در شب می خواند و به مبدا هستی متصل می شد یک مرتبه شوکه می شد نقش زمین می شد . اولی الالباب آخرین مرحله تکامل است . پس عقل، وجود موجودات در سایر منظومه ها و کهکشان ها را می پذیرد .

یکی از بررسی های من در 30، 40 سال اخیر درباره نظر عده ای از دانشمندان است که می گویند زمین ما موقعی جولانگاه فضانوردان دیگر کرات بوده است . آثاری در زمین موجود است که این را ثابت می کند و همانطور که ما می خواهیم برویم در فضا و سایر کرات، آنها آمده اند روی زمین و یک سری عکس و مدرک هم در این زمینه هست . همانطور که گفته شد امواجی توسط رادیو تلسکوپ پورتوریکو دریافت شده است که فرکانس آنها منظم بوده است . این طبیعی نیست که برخورد سیاره ها و اجرام فرکانس طبیعی داشته باشد، پس این امواج متعلق به برخورد سیاره و اجرام آسمانی نیست . یک نظریه این است که موجوداتی در فضا هستند، در هستی در ماوراء منظومه ما که می خواهند با ما تماس بگیرند . دانشمندان ما هم دست به کارند و از زمین امواجی را می فرستند . این را در حد فرضیه می پذیریم .

یکی دیگر از بررسی هایی که کرده ام روی مساله سنگ شناسی ستارگان است . سنگی از آسمان افتاده روی زمین آن را برمی دارند و در زیر میکروسکوپ بررسی می کنند . روی آن سلول متحجر پیدا می کنند . داخل آن اسید آمینه که مبدا حیات است پیدا می کنند . این سنگ که از ماوراء منظومه ما آمده است پیام آور حیات است . ممکن است که آن سیاره قیامت داشته است و از سطح هستی نابود شده باشد .

بهر جهت ما باید روی قرآن کار کنیم . در این صورت بسیاری از حقایق را قبل از اینکه دیگران بفهمند ما می فهمیم .

مساله دیگری که بسیار هم پر سر و صدا و بحث برانگیز است، مساله بشقاب های پرنده است و من از همان 30، 40 سال قبل مطالبی را در این زمینه جمع آوری کرده ام . در این زمینه نظریات مختلفی است که مثلا این ها جاسوسانی هستند از کشورهای امریکا و انگلیس، یا اینکه پدیده های جوی هستند، خطای چشم است . یکی از نظریات هم این است که این بشقاب های پرنده سفاینی هستند که از منظومه های دیگر می آیند، که اینها همه باید بررسی علمی شود و روی قرآن کار شود و تطبیق داده شود . در کهکشان های دیگر هم زمین هست و در آن موجوداتی هستند که آنها هم عبادت کننده، سجده کننده و کرنش کننده هستند، دینشان اسلام است و کتاب آسمانی دارند، کتابشان قرآن است، پیامبرشان حضرت نبی اکرم (ص) است . اینها را ثابت می کنم . ولایت حضرت علی (ع) و فرزندانشان را در میلیاردها میلیارد کهکشان ثابت می کنم . ایشان الآن زنده هستند و در سیارات دیگر تبلیغ می کنند و ساکنان آن سیارات مقام والای آنها را قدر می شناسند و بهتر از ما هستند . اینها مطالبی است که در قرآنتان هست . «آنان که منکرند بگو روبرو کنند

مساله ای که اینجا مطرح می شود و ممکن است سؤال شود این است که چگونه ممکن است در یک سیاره یک نفر باشد، یک جای دیگر هم باشد . ماها که الآن اینجا هستیم نمی توانیم جای دیگری باشیم . چگونه ممکن است که انسانی در آن واحد در میلیاردها میلیارد نقطه باشد . این مساله هم از لحاظ علمی و هم از لحاظ احادیث و روایی جواب دارد . از نظر علمی در ارواح عالی هیچ اشکال ندارد که یک روح در آن واحد در میلیاردها میلیارد نقطه باشد . یک دانشمند روح شناس که 30 سال در این زمینه کار کرده است می گوید که «من در آن واحد می توانم در دو نقطه باشم، این علی (ع) کیست که در یک شب در 25 نقطه بوده است .» البته در احادیث ما - که خانم مجتهده . امین هم در مخزن العرفان آورده اند - آمده است که حضرت علی (ع) در یک شب در 40 نقطه بوده اند . می نویسند در جنگ صفین وقتی حضرت علی (ع) حمله کردند، 20 هزار نفر از مقابل حضرت فرار کردند . هر کدام از آنها به پشت سر خود نگاه می کرد یک علی (ع) با یک شمشیر می دید که به دنبال اوست . لذا از نظر علم روح شناسی 10 (اسپیریسیم) ارواح عالی می توانند در آن واحد در چند نقطه باشند .

خداوند در سخنان خود مراحل به وجود آمدن زمین را آورده است . ابتدا گازی (دخان) بوده است و بعد شکل سیاره گرفته است و . .. الآن هم سیارات شکل می گیرند، متولد می شوند و شرایط بوجود آمدن انسان روی آنها فراهم می شود . آدمی بر روی آن بوجود می آید و از نسل او پیغمبران و ائمه (ع) بوجود می آیند و مطابق تقدیر الهی، همه چیز در مسیر خدا پیش می رود . خداوند در سوره ملک می فرماید: «ما تفاوتی در خلقت قرار ندادیم .» 11 بنابراین خداوند آن سیاره را بوجود آورد . البته هستی و خلق هستی بعد از خلق پیغمبر (ص) و به واسطه نور ایشان است . «اول ما خلق الله نوری » . پیامبر (ص) و ائمه (ع) مقام بلندی در نظام هستی دارند و بر عرش حاکمند «خلقکم الله انوارا فجعلکم بعرشه محدقین » 12 .

خدایا! به ذات مقدست قسمت می دهیم که آگاهی بیشتر نسبت به دین و قرآن و انقلاب به ما عنایت فرما .

طرفداران قرآن را در تمامی دنیا موفق و مؤید و منصور بدار و قرآن را بر زندگی ما حاکم بگردان .

دشمنان و مخالفین قرآن را هدایت بفرما و اگر قابل هدایت نیستند خوار و ذلیل و نیست ونابود بگردان .

شهدای ما را با شهدای کربلا محشور بگردان . مقام عظمای ولایت را در جبهه های سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی موفق و مؤید و منصور و محفوظ بدار .

در فرج امام زمان (عج) تعجیل بفرما .

پی نوشت ها:

1 . در حدود 30 سال قبل یکی از سفینه هایی که به طرف خارج منظومه رفت - سفینه پایونر 10 یا پیش آهنگ 10 - داده هایی فرستاد مبنی بر اینکه علاوه بر این 9 سیاره، 4 سیاره دیگر در منظومه شمسی هست . قبلا تصور می شده است که این چهار سیاره از اقمار پولوتو بوده اند ولی با داده های این سفینه معلوم شد که اینها خود سیاره های مستقلی هستند که در جاذبه خورشیدند .

2 . نور (5 10×3 کیلومتر در هر ثانیه حرکت می کند که این سرعت بسیار زیاد است . مثالی می زنم: با یک فانتوم اف 14 با سرعت 1000 کیلومتر در ساعت، 40 ساعت در راه هستید تایک بار دور زمین دور بزنید (دور زمین 40 هزار کیلومتر است) یا با سرعت 2000 10×4 (5 10×3 . آپولوهایی که با سرعت 15 هزار کیلومتر یا 20 هزار کیلومتر در ساعت به ماه رفتند، 72 ساعت در راه بودند . فاصله ماه تا زمین 400 هزار کیلومتر است که نور در 1 و 13 ثانیه آن را می پیماید . نور فاصله 150 میلیون کیلومتری خورشید تا زمین را در 8 دقیقه و 13 ثانیه می پیماید .

سال نوری واحد مسافت است و مقداری است که نور با سرعت (5 10×3 کیلومتر در یک سال می پیماید .

تعداد ثانیه در هر یک ساعت 3600 × 24 (ساعات یک روز) × (تعداد روزهای سال) 365 × 105 × 3 (کیلومتر)

3 . در کهکشان امراة المسلسلة بالغ بر 480 هزار میلیون خورشید و قریب به 920 میلیارد میلیارد ستاره و سیاره و اختر و صور فلکی وجود دارد .

4 . رادیو تلسکوپ پورتوریکو بشقابکی دارد با قطر 300 متر . امواجی که از بی نهایت می آید در کانون آن منعکس می شود . سه ستون بتونی در اطراف این بشقابک نصب کرده اند و با سیم های بسیار قوی آن را نگه داشته اند تا امواج ضعیف را بوسیله این بشقابک از کائنات دریافت کنند .

5 . سوره واقعه (56) آیات 6 - 5 - 4 .

6 . سوره شمس (91) آیه (1) .

7 . سوره انبیاء (21) آیه 16 .

8 . سوره ص (38) آیه 27 .

9 . سوره آل عمران (3) - آیات 191 - 190 .

11 . «الذی خلق سبع سموات طباقا ماتری فی الخلق الرحمن تفاوت فارجع البصرهل تری من فطور» سوره ملک (67) آیه 3 .

12 . زیارت جامعه کبیره .

× سخنران محترم در این بخش دچار اشتباه لفظی شده اند و 18 میلیارد سال نوری را به عوض 18 میلیارد سال فاصله زمانی ما با آن منبع فرستنده امواج گرفته اند . در حالی که سال نوری واحد مسافت است .

علاقه مندان برای به دست آوردن فاصله زمانی ما با آن منبع می توانند از طریق محاسبه عملیات زیر به آن دست یابند .

براساس ثانیه 3600 × 365 × 24 ×

1

 www.hawzah.net :منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 7:32  توسط برگرفته از کتاب سفر معجزه آسای پیامبر   | 

<<بسم الله الرحمن الرحیم >>

 

الهم صل علی محمد و ال محمد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 7:1  توسط برگرفته از کتاب سفر معجزه آسای پیامبر   | 

معراج نامه :سفر معجزه آسای پیامبر (ص)



عروج  محمد (ص) چندسال پس از آغاز ماموریت پیامبری ودر زمانی اتفاق افتاد که به نظر می رسید از همگان دست کشیده وتسلیم محض

خواست الهی بود . این واقعه به شکل وصف انگیزی تبدیل به افسانه ای شبیه به حالت خلسه گشت . با تمام تجربیات روحانی اصیل (صرف نظر

از قضاوت های منطق گراها  ) وگونه های چشمگیری که از این توصیفات وجود دارد شخص می تواند مراحل موفقیت آمیز این سفرمعجزه وار را

طی کند . آنچه در ذیل می آید متداولترین نسخه ی ترجمه شده ازنسخه ی خطی مصور کتابخانه ملی است .


<<اولین بهشت >>


حضرت محمد (ص) سوار بر براق با یراقی ارغوانی به راهبری ملک مقرب که پرچم را حمل می کند .به سوی آسمان اول در حرکت است جایی که

 بیست دسته از فرشتگان به او خوش آمد خواهند گفت .

بر اساس داستان فضای نخست فیروزه ای رنگ است .مکررادر قرآن (سوره های : الملک :آیه ی 3 - المومنون  :آیه ی 88 - الصف :آیه ی 11) به

این هفت آسمان که در آن پیامبران خداوند به طور سنتی زندگی می کنند اشاره شده است . معمولا آدم در بهشت اول یحیی وعیسی در دومین

یوسف در سومین ادریس در چهارمین هارون در پنجمین موسی در ششمین وابراهیم در هفتمین آسمان هستند . بهشت نیز در آسمان هفتم

جای دارد .


حضرت محمد (ص) در سراسر سفر اعجاز انگیزش بادستار سفیدی که بر سر دارد وهاله ی فروزانی که از شانه هایش بر می خیزد تصویر شده

است .این هاله بیضوی اطراف سر که گاه همه ی بدن را فرا می گیرد نماد نور الهی است که دریافت ومنتشر می شود.



<<ملاقات محمد (ص) با حضرت آدم >>


 حضرت محمد (ص) به راهبری جبرییل فرشته وسوار بر بر اق به بهشت اول می رسد وفرشته دربان شادمان از این دیدار به محمد (ص) خوش آمد

می گوید .سپس محمد (ص) حضرت آدم را می بیند که پس از خوش آمد گویی به پسرش برای او آرزوی سلامتی می کند ورفتاری شگفت انگیز

از خود نشان می دهد . طبق این افسانه اووقتی به سیمت راست خود نگاه می کند با خوشحالی لبخند می زند اما با نگاه کردن به سمت چپ خود

غمگین شده و اشک میریزد.جبرئیل برای محمد(ص) توضیح می دهدکه او در سمت راست خود ارواح مقدسان را می بیند. پیامبران وبرگزیدگانی

که نگاه به آنها قلب اورا شادمان می سازد اما در سمت چپش ارواح بی دینان وبی اعتقادان وجود دارد که با غم و تاسف پوشیده شده اند . بر طبق

عقاید اسلامی خداوند توبه ی آدم را می پذیرد اما بخاطر نافرمانی از دستور خداوند از بهشت زمینی محروم شده ومجازات می شود . از آن پس

هدف وآرزوی آدم ونسل های پس از او این شد که بار دیگر با تلاش های خود به بهشت دست یابند .


در بسیاری از قسمت های قرآن از حضرت آدم به عنوان پدر نسل بشر که از طرف خداوند برگزیده شده یاد می شود . قبل از اتخاب او به امر الهی

فرشتگان مجبور شدند بر او و برگزیدگان نسل های انسان و پیامبرانشان سجده کنند . مطابق اصول اسلام  همان طور که قادر مطلق انسان رابا

آلودگی به شهوات می آفریند قدرت غلبه بر آن ها را نیز به او عطا می کند . بنابراین طبیعت انسان بالاتر از طبیعت فرشتگان است .

حضرت آدم به عنوان اولین پیامبر بسیار با عظمت با دستار وهاله ی نوری در اطراف سرش می باشد .بنا به افسانه ای پس از آنکه آدم از بهشت

زمینی تبعید شد جبرئیل به یاد بزرگی و شان او دستاری به دور سرش پیچید .                               







، ظاهر این است که عروج در بیدارى صورت گرفته، نه در خواب; به تعبیر علامه طباطبائى(قدس سره)فخر این نیست که انسان عروج را خواب ببیند; این خواب را دیگران نیز مى بینند...، سپس فرمود: «سیر بدنى آن حضرت، هرگز به معناى خروج از عالم طبیعت و ورود به ماوراى طبیعت نخواهد بود، زیرا آسمان، مانند زمین موجودى مادى و طبیعى بوده و احکام طبیعت به هر یک از آنها جارى است.»
2. انکار مشرکان و واکنش شدید آنان: وقتى رسول خدا، جریان معراج را براى مردم تعریف کرد، مشرکان به شدّت آن را انکار کرده و گفتند: چنین امرى امکان ندارد و از همین راه، شروع به کوبیدن رسول خدا کردند و این امر دلیل است که معراج جسمانى بوده، پیامبر، هرگز مدعى خواب یا مکاشفه روحانى نبوده است; در ضمن جمعى از مفسران به این دلیل اشاره کرده اند; از جمله آیت اللّه مکارم شیرازى و ابن کثیر و بیضاوى از مفسران اهل سنت.
3. اگر ما باور کنیم که قدرت خدا بى نهایت است و بر هر امرى که از نظر عقلى محال نباشد، تعلّق مى گیرد، جسمانى بودن معراج به خوبى ثابت مى شود. در قرآن مجید، نمونه هاى فراوانى از امور خارق العاده که بیان گر قدرت نامتناهى خدا است، بیان شده; از جمله آوردن تخت بلقیس، از سرزمین یمن به فلسطین در کمتر از یک چشم به هم زدن.
                                                                                                         
                                                                                                           


                                                                                           صلوات برتر از بیست هزار سال طاعت فرشته



وقتی كه پیامبراكرم صلی الله علیه وآله و سلم در شب معراج به آسمان چهارم رسید، فرشته ای را دید كه لوحی در پیش روی خود نهاده و در آن نگاه می كند و

مانند رودی اشك از دیدگان می ریزد.

آن ملك متوجه حضور رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم درآسمان چهارم نشد و لذا جبرئیل با بال خود براو زد و هنگامی كه ملك متوجه شد، بلافاصله ركاب آن

حضرت را بوسید ، تعظیم و اكرام نمود و عرض كرد: یا رسول الله مرا معذور دارید، چرا كه نور زیادی از این لوح متصاعد بود و به همین جهت من متوجه حضور شما

نشدم.

آن حضرت فرمودند: در این لوح چه چیزی نوشته شده است؟ ملك عرض كرد، در این لوح نوشته است: لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله. سپس ملك

گفت كه من دو ركعت نماز بجا آورده ام كه بیست هزار سال طول كشیده است. به امر خدا پنج هزار سال در قیام و پنج هزار سال در ركوع و پنج هزار سال در

سجود و پنج هزار سال درحال تشهد بودم. حالا ثواب این نماز را به شما هدیه می كنم به امت شما. حضرت باز فرمودند كه امت من احتیاج به نماز تو ندارند. پس

بدان كه به عزت خدا هر كس از گناهكاران امت من یك بار صلوات بفرستند، ثواب آن از بیست هزارسال طاعت تو برتر است.

منبع:
آمالی صدوق، ج 3، ص 429/ لثالی الاخبار،ج3، ص 429




دیدار حضرت محمد از خروس سفید



محمد (ص) سوار بر مرکبش از میان آسمان اول به همراهی جبرئیل خروسی سفید را می بیند که تاجش به پایه ی سریر خداوند رسیده و پاهایش بر زمین

قرار می گیرد .

جبر ئیل در جواب سوال پیامبر توضیح می دهد که این خروس فرشته متصدی شمارش ساعات شبا نه روز است .هنگامی که ساعت نماز ودعا فرا می رسد او بال هایش را

بهم می زند عظمت بال هایش آسمان وزمین را می پوشاند وبانگ می زند با نگی که نشان از ایمان دارد :<<خدائی جز الله نیست >> .تمام خروس های روی زمین

صدایش را می شنوند وبه نوبت آواز ستایش و تمجید ابدی پروردگار را سر می دهند




فرشته ی نیمه آتش  - نیمه برف  


پیش از ترک آسمان نخست جبرئیل محمد (ص) را نزد فرشته ای می آورد که بصورت نیمی از آتش ونیمی از برف خلق شده وهنگامی که تسبیح خداوند را

می گوید طنین صدایش همانند تندر به نظر می رسد . در دست چپش تسبیحی برفی ودر دست راستش تسبیحی آتشین دارد . این شی ء مذهبی ترکیبی از سه گروه

مهره است که هر کدام با دو مهره ی بزرگتر از دیگری جدا شده اند .طبق سنت شماره ی مهره ها با ید جمعا یکصد عدد باشد تعداد نمادگونه ای که نود نه اسم ازصفات

ملکوتی ( ربانی ) با آن ذکر می شود که منعکی کننده شور وشعفی ماورائی است  ( در میان کیفیت های منسوب به ابدیت نام هایی مانند آمرزیده  .سلطان .قادر .خالق

حاضر .مطلق و نور و....هستند )  وعلاوه بر آنها نام الله نیز ذکر می شود .  طبق روایات صدای تندر نتیجه ی حرکت مهره ها به هنگام توسل و دعای فرشته است . در کنار

او عده ای که شبیه فرشته اند  ایستاده ودیگران را به ابدیت فرا می خوانند وبه حالت تضرع می گویند  : ای خدائی که برف وآتش را با هم آوردی همه ما خادمانت را بطور

واحد . مومن .تسلیم ومطیع اوامرت قرار ده  . در کتاب ((مکاشفه سوری باروخ )) بیان می کند که فرشتگان از آتش وشعله  خلق شده اند ودر کتاب ((خنوخ )) ذکر شده که

خداوند فرشتگان را از برف . تگرگ . گرما وسرما آفریده است .  @};- @};-







ورود به آسمان دوم 

ازجنس مرواریدهای سفید 




آسمان دوم به پهنای جاده ای است که پانصد سال طول دارد . محمد (ص) سوار بر براق خود را در حضور بیست لشگر از فرشتگان آماده به خدمت که جبرئیل هم پیشاپیش

آن ها در حرکت است  می یابد . جبرئیل به آنها نگاه کرده ودر پشت سرش به پیامبر که با هاله ای از نور احاطه شده اشاره می کند . فرشتگان دست به سینه وصلیب وار در

صفوفی در حضور حضرت محمد (ص) می ایستند .

بیست لشگر فرشته ی ذکر شده موهایشان تا پشت گردنشان می رسد با گیس باف های کوچک بر گوش ها آویخته  ودو گیس باف دیگر را به صورت حلقه هائی در بالای

 سر آراسته اند ..........     


معراج نامه :سفر معجزه آسای پیامبر (ص)

:
 @};- دیدار محمد (ص) از فرشته ی مرگ (ملک الموت)  @};-


در آسمان دوم پیامبر همراه براق وبا راهنمائی جبرئیل به حضور فرشته ی عظیم الجثه ای که وظیفه اش تصمیم گیری برای تمامی

مخلوقات است می رسد .روشن است که غزرائیل یکی از بزرگترین فرشته هاست که پاهایش روی زمین وسرش در رفیع ترین جای

آسمان است وتختی از نور دارد که وقتی دیگران روی پل بین بهشت وجهنم (صراط ) ایستاده اند یک پایش را بر تخت تکیه می دهد .

اسلام جایگاه والائی برای فرشتگان در نظر گرفته است وخداوند چهار فرشته ی اعظم را به رهبری آنان برگزیده : جبرئیل که پیام آور الهی

است .میکائیل که نگهبان طبیعت سراسر جهان است . اسرافیل که شیپور قضاوت اخروی را می زند وعزراییل که فرشته ی مرگ (ملک

الموت ) است .


 @};-فرشته ی نمازگزار


پیامبر آسمان دوم را به راهبری فرشته ی مقرب وسوار بر براق طی می کند ودر میان آسمان دوم فرشته ای عجیب با هفتاد سر را   

می بیند که هریک از سرهایش هفتاد زبان دارد وهر زبان به افتخار پروردگار بلند مرتبه به هفتاد شکل عبادت می کند .فرشتگان ستایشگر

که سخن از جاودانگی می گویند جایگاه مهمی در قران دارند.(به خصوص در سوره ی غافر آیه ی 7 جائی که نیایش فرشتگان آمده است) @};- @};-





 @};-ملاقات محمد (ص) با یحیی وذکریای پیامبر  @};-



پیش از ترک آسمان دوم به حضرت محمد (ص) توسط جبرئیل الهام می شود واوسوار بر مرکب مخصوصش از سوی دو نفر مورد استقبال

قرار می گیرد .فرشته او را مطلع می سازد که آن ها یحیی وزکریا هستند . آنها پس از خوش آمد گویی فریاد می زنند : ((ای محمد خوش

آمدی حضور تو به دنیای آسمانی افتخار می بخشد . بخشش وسخاوت بلند مرتبه از آن توست .))قرآن زکریا را از جمله مردان عادل به

شمار آورده وبه تولد معجزه آسای پسرش اشاره نموده ( سوره آل عمران آیات  36-33  وسوره ی مریم آیه ی اول ) واز معرفت ودانش

یحیی ونقش او به عنوان کسی که غسل تعمید انجام می داد وسرنوشت غم انگیزش صحبت کرده است .

پیامبران صاحب کتاب با دستار سفیدی دور سر وهاله ی نوری در اطرافشان راست قامت ایستاده اند .و جبرئیل فرشته مقدمات معرفی را

فراهم می کند . آسمان با ستارگانی به شکل قطرات طلا وابرهای مخصوص پر شده است ادامه دارد .........



 

:
(( به سمت آسمان سوم ))   


پس از ترک آسمان دوم محمد (ص) که توسط جبرئیل رهبری می شود سوار مرکبش در جهت آسمان سوم به راه خود ادامه می دهد . به

گفته ی متن او در این نقطه در یا ی سفیدی می بیند .


خوش آمد گوئی فرشتگان میزبان به محمد (ص)


پیامبر سوار بر براق با هاله ای نورانی وبا راهنمائی جبرئیل به فضای آسمانی جدید می رسد که از سنبل سرخ پوشیده شده است .

فرشته ی دربان به پیامبر می گوید (( ای محمد سرافراز باش ")) سی هزار فرشته ی آماده به خدمت نیز به پیامبر خوش آمد می گویند .




ملاقات حضرت محمد (ص) 
با حضرت یعقوب وحضرت یوسف 



حضرت محمد (ص) در ادامه ی سفر به آسمان سوم در حالی که جسم ایشان کاملا با نور پیامبری احاطه شده و فرشته ی مقرب اورا

همراهی می کند با دوشخص برخورد می کنند که با هاله ی نورانی احاطه شده اند . یکی از آن ها صورتی به گردی ماه کامل دارد .

جبرئیل بلافاصله آن ها را معرفی می کند ((این دو پیامبر یعقوب ویوسف هستند)) . آن ها ضمن عرض سلام به حضرت محمد (ص)

خوش آمد می گویند .این دو شخصیت مقدس جایگاه مهمی در قرآن دارند .

جائی که یعقوب پیغمبر خدا معرفی شده ودر داستانی مقدس به پیوند عمیق روحی یعقوب وپسرش یوسف اشاره می شود . به ویژه

بخشی که در آن گرگی پیش از آنکه یوسف را بترساند یعقوب را دل نگران می کند .(سوره یوسف آیه ی 13 )وسپس ماجرای پیراهن

یوسف که برای یعقوب می برند واو پیراهن را از فاصله ی بسیار دور به خاطر بویش می شناسد وبر استشمام آن بینایی اش را بدست

می آورد . (سوره یوسف آیه ی 93 ")واما یوسف در واقع نماد کسی است که موفق به ماندن در مسیر مستقیم می شود وتوانائی

بخشیدن دشمنان خود را می یابد . او قهرمان یکی از داستانهای شیرین اسلام است . سوره ی یوسف به او اختصاص دارد وداستان

زندگی اورا که شامل پیامبران .فرشتگان . شیاطین . دیوها وحیوانات می شود بیان می کند .       

:
ملاقات حضرت محمد (ص ) 

با حضرت داوود وحضرت سلیمان 




حضرت محمد (ص) پس از ترک حضرت یعقوب ویوسف در حالی که جبرئیل همیشه در کنار اوست . دوچهره دیگر را می بیند .پیغمبر

حضرت داوود وپسر او حضرت سلیمان  .قرآن بارها داستان شاه پیامبر را بیان می کند . داستانی که نویسندگان بزرگ عرب مانند طبری

شرح مفصلی از آن داده ا ند  .داستان های مسلمین از سلیمان پسر داوود شخصیتی طراز اول می سازد .تاریخ شناسان عرب اورا

رهبری می دانند که حتی از اسکندر کبیر مقدرتر بوده وقدرت های جادوئی والهی فراوانی نظیر مهارت در اجرای عدالت .دانش رموز

واسرار ودانستن زبان پرندگان وحیوانات داشته است .همچنین طوفان از او اطاعت می کرده ودیوها از او دستور می گرفتند .


(این قدرت در دیباچه ی با شکوه نسخ تذهیب شده ی شاهنامه نشان داده شده است . تمام این مطالب به ویژه در قرآن ذکر شده وقرآن

اورا پیام آور واقعی خدا می داند


پیغمبران دستار (که لباس مخصوص مسلمانان )است بر دارند .این لباس نواری پارچه ای است که دور یک کلاه پیچیده می شود . دستار در

اسلام نمادی (ملی .مذهبی وحتی حرفه ای )از وقار وقدرت ومعمولا نشانه ی تمایز مسلمان از کافر است .معمول ترین رنگ آن سفید

است که عمدتا به عنوان یکی از رنگ های بهشت در نظر گرفته می شود .   




فرشته ای با هفتاد سر 




قبل از ترک آسمان سوم جبرئیل مقرب حضرت محمد (ص ) را نزد فرشته ای با هفتاد سر می برد که هر سر آن فرشته هفتاد زبان دارد

وهفتاد ستایش را زمزمه می کند . 


عدد هفت در اسلام معنای نمادین بسیار غنی دارد که ظاهرا نه تنها به معانی برگرفته از دین مسیح و یهود باز می گردد . بلکه به فرهنگ عرب قبل از اسلام نیز دلالت دارد

به علاوه این عدد نماد کامل بودن است . عدد هفت در آیین مسلمانا ن ودر متن کتاب معراج نامه فراوان به چشم می خورد . پیامبر از هفت در . وارد هفت بهشت شده و

سفر معجزه وارش را آغاز می کند . سپس به دوزخ می رود که در آیین مسلمانان از هفت کره تشکیل شده است



:
ورود به بهشت چهارم 


حضرت محمد (ص) توسط جبرئیل راهنمائی شده ودر حالی که هاله ی نورانی پیامبر گونه ای اورا در بر گرفته وارد بهشت چهارم می شود

وبه گروه فرشتگان ستایش گر خداوند می رسد . آنها به او خوش آمد گفته ودر حضورش با دستانی بسته (چلیپاگونه ) همچون غلامانی

که در مقابل سرورشان  می ایستند قرار می گیرند . براساس روایات خداوند به فرشتگان فرم وظاهری انسانی عنایت کرده که غذایشان

عبادت و نوشیدنی شان پرهیزگاری است .

در موارد زیادی فرشتگان بارها در تصاویر برهنه سر نشان داده شده اند . در بسیاری از تمدن های شرقی الحاقات ضروری لباس هم چون

کلاه یا کمربند دارای معانی نمادین است .





در آسمان پنجم با پیامبران .اسماعیل .اسحاق . هارون  و لوط 



حضرت محمد (ص) سوار بر  براق در حالی که پیشاپیش او ملک مقرب جبرئیل حرکت می کند به آسمان پنجم که از طلا ساخته شده  می رسد .

او چهار تن از پیامبران بزرگ را ملاقات می کند . اسماعیل واسحاق پسران ابراهیم خلیل . هارون سخنگوی موسی ولوط  پیامبری که با

فسق و فجور مخالفت کرد و سرمشقی برای محمد (ص) شد . این چهار پیامبر حضور پایه گذار دین اسلام را که هاله ای از نور پیرامونش را

فرا گرفته گرامی داشته وبه او خوش آمد می گویند .

آنان محمد (ص) را مورد خطاب قرار می دهند که  ((  ای محمد آن چه امشب از خدا بخواهی به تو خواهد داد پس از او رستگاری ونجات کسانی

 را که به دین تو در آمده اند  بخواه )). باید توجه داشت که در اسلام خداوند وظیفه ی تکلیف فرمان برداری کامل ایمان آورندگان را به پیامبران سپرده است .

حرکت براق در آسمان های رفیع پرواز را در ذهن افراد تداعی می کند . پاهای او بر چیزی قرار ندارد اما طاق آسمان همواره پر از ابرها و ستاره هاست .

در جهان آلتایی ودر عقاید عمومی اقوام نخستین ترک اسب ها توانائی پرواز داشته و می توانستند به آسمان ها صعود کنند . در تمدن چین نیز سفرهای

عرفانی سده ها پیش از دوران مسیحیت شناخته شده بود .گواه این ادعا افسانه ای است که مطابق آن لی یه ترو قدرت سوارشدن بر باد را داشت 

(بدون انکار نشانه ای از تقدس قابل توجه ) وگواه دیگر سفر معروفی است از شانگ تزو که در آن کانگ شنگ تزو معلم امپراطور زرد به شاگرد برجسته اش

اعلام می کند که می تواند امپراطور را به اوج قله ی نور وبه آستانه ی سیاهی ها برساند . 
   


 

بر سواحل دریای آتش   


جبرئیل پیامبر را که بر استر خویش سوار است به سمت ساحل دریای آتش راهنمائی می کند  . ملک در حال اشاره به دریا می گوید :

(( در روز رستاخیز این دریای آتش داخل جهنم ریخته خواهد شد  و نفرین شدگان با آن به عذاب خواهند رسید . ))



طبق توضیحات سنتی مسلمانان جهنم دارای هفت بخش غرق در آتش با یک مرکز است که بصورت معلق روی هم قرار گرفته اند .

در روز قیامت همه ی ارواح باید از پلی که بر روی جهنم می گذرد ( پل صراط ) عبور کنند . پلی که پارسایان با اندکی تفاوت در زمانی

کوتاه تر یا بلندتر از آن می گذرند . اما گنه کاران قادر به عبور نیستند ودر قعر آتش سقوط می کنند . گفته شده هنگامی که دنیا به پایان

می رسد خداوند حفره ای از آتش می گشاید که همه چیز را نابود خواهد کرد . در قرآن از جهنم بیش از پنجاه بار سخن به میان آمده است

اما این اشارات همواره و تا اندازه ای  با اختصار و ایجاز بوده است . 



ورود به آسمان ششم   




پیامبر با راهنمائی جبرئیل در حالی که هاله ای از نور او را احاطه کرده وسوار بر براق است به آسمان ششم می رسد .

فرشته ی نگهبان ورود حضرت را تهنیت می گوید و رحمت الهی را برای او طلب می کند  .  شصت گروه از فرشتگان کنار او ایستاده و دعا

می خوانند . طبق روایت قرآنی هفت آسمان پر از فرشتگانی با اشکال مختلف است . در حالی که با همه زبانها خدارا ستایش می کنند

ولحظه ای از ذکر او باز نمی ایستند آهنگ صدای آنها شبیه صدای رعد است . پیش تر در انجیل فرشتگان به عنوان خادمان خداوند که

اولین وظیفه ی  آنها تسبیح و ستایش پروردگار است توصیف شده اند . در کتاب خنوخ  آمده که انبوهی از فرشتگان پشت سر خداوند

ایستاده  ودر قالب گروه های همخوانی ( کر ) او را ستایش می کنند .


نگرش هستی شناسی که قلمرو آسمان ها را در وضعیتی با لاتر از کاینات می داند به ما امکان می دهد تا سلسله مراتبی میان

موجودات آسمانی  نیز قایل شویم . فرشتگان پیرامون پروردگار صحنی می سازند و او را پرستش می نمایند  اگر چه از میان آنها افراد

برگزیده ومورد اطمینانی  به عنوان حاملان وحی به  میان مردم فرستاده می شوند وسایر فرشتگان در سمت راست و چپ هر انسانی

ایستاده و تمام اعمال خوب وبد او را گزارش می کنند .   



 

معراج نامه :سفر معجزه آسای پیامبر (ص)

:
ملاقات با موسی 



حضرت محمد (ص) سوار بر مرکب به راه خویش ادامه می دهد  در حالی که جبرئیل اورا راهنمائی می کند .  در مسیر ملاقات کوتاهی با

موسی (ع) پیامبر بزرگ بنی اسرائیل دارد . در نسخ مختلف معراج نامه  محل سکونت پیامبران بزرگ اسلام ونیز جایگاه تعدادی از

چهره های  مهم کتاب مقدس در هر یک از بخش های آسمان مشخص شده است


طبق اعتقادات مسلمانان پیامبران وشهدا پس از مرگ مستقیما به بهشت می روند . در حالی که دیگر مردگا ن باید در قبور خویش به

انتظار روز رستاخیز بمانند . شاید دلیل این اعتقاد وجود روایاتی در باره ی معراج  پیامبر است که از ملاقات وی با حضرت آدم . عیسی .

یحیی . یوسف . ادریس . هارون .موسی وابراهیم ( در شب معراج ) خبر می دهد . 



موسی (ع)


بزرگترین پیامبری که از او در کتاب مقدس یاد شده و جایگاه مهمی در قرآن دارد  با هاله پیامبری  می باشد . حضرت محمد (ص)

موسی (ع) را به عنوان طلیعه ی رسالت خویش مورد توجه قرار داده است . در واقع موسی (ع) و محمد (ص) نقاط مشترک فراوانی دارند

از جمله این که هر دوی ایشان در یافت کننده ی وحی الهی ومبلغان یکتا پرستی بوده اند . طبق حکایات پس از بعثت حضرت محمد (ص)

پیامبر بنی اسرائیل  موسی متاسف می شود . زیرا تا آن زمان تصور می کرد که به بالاترین مقام رسید  و اکنون در می یابد محمد (ص)

در مقام از او پیشی گرفته و حتی فاصله ی زیادی با او دارد و شمار پیروان موسی کمتر از گرویدگان  به اسلام است . در این جا پروردگار

موسی را خطاب قرار می دهد وبه او یاد آوری می کند که خداوند از میان بندگانش موسی را به صحبت کردن رو در رو با ذات پروردگار

مخصوص گردانیده است . همین طور به نجات موسی (ع) از دست دشمنانش اشاره و به وی خاطر نشان می کند  به خاطر موهبتی که

بر وی ارزانی شده می بایست مراتب سپاس گزاری را به در گاه خداوند به جای آورد .


پیامبر به منظور تبیین و توضیح مقاصد هدایت گر دین اسلام داستان های معروفی از کتاب مقدس را اقتباس کرده چرا که این قصص برای

مردم عهد او شناخته شده بود .



دیدار محمد (ص) از پیامبران نوح وادریس 


سپس جبرئیل محمد (ص) را که در هاله ی پیامبری احاطه شده به دیدار پیامبران نوح وادریس که هاله ی نورانی پیرامون سرهایشان

را فرا گرفته هدایت می کند . 

اغلب حوادث بزرگی که تعیین کننده ی زندگی نوح هستند  در قرآن ذکر شده اند .  او که انسانی مانند تمام انسان های فانی دیگر بود

به میان بی دینان فرستاده شد  تا به عنوان یک پیامبر مروج ومبلغ یکتا پرستی باشد . اما مردمش پیام او را نپذیرفته  و با او مثل یک شیاد

برخورد می کنند و پیروان او  از میان زیر دستان بودند . با این وجود  به خاطر ایمانی که داشت خداوند هنگام نزول طوفان  به نوح اجازه داد

که از سیل رهائی یابد

از ادریس تنها دو بار در قرآن نام برده شده است . مدت ها نام او به صورت یک معما بود . بعضی از نویسندگان مسلمان نام او را با خنوخ

(جاوید شده در افسانه ) یکی دانسته اند  وهمانند این مرد پرهیزگار  365 سال زندگی از نوح یک قهرمان منظومه ای ساخته است .

همچنین داستان او را به عنوان یک دانشمند مخترع قلم و بافنده ی پارچه معرفی می کند . عنوان پیامبر برای او مقتضی الهاماتی بود

که از جبرئیل فرشته در یافت می کرد  و نام ادریس به خاطر احاطه ای که بر مکاشفات دیرین داشت به او داده شد

 ***************************************************************۸

:
نامه آلبرت اینشتین

آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein - 1954

یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - :
 اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.
این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت1340ش=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است
 اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی(فوت1371ش)و...ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.
از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه برقانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند: E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.
او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...
بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند... در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها یاد کرده با لفظ"حسابی عزیز". 3000000دلار بهای خـرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهـــدوی ( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه ی منابع مذکور در متن(توسط اینجانب) میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود...


به سوی آسمان هفتم از جنس نور     


محمد (ص) که سوار بر براق توسط فرشته ی مقرب راهنمائی می شود سر انجام به آسمان هفتم از نور ساخته شده ومحل اقامت

هفتاد طبقه از فرشتگان مقرب است . می رسد در آنجا تحت محافظت فرشته ی در بان این محیط آسمانی قرار می گیرد . هنگام ورود

محمد (ص) .جبرئیل . فرشته های محافظ طبقات اسمان را مورد خطاب قرار می دهد . بر اساس روایت اسلامی خداوند فرشتگان را به

اشکال و ابعاد مختلف آفریده  تا برای مقاصد گوناگون خدمت کنند . فعالیت آنها بویژه برای حفاظت از درهای عرش . گسترش می یابد

که باید در برابر حمله وکنجکاوی جن ها وشیاطین حفظ شوند .  در قرآن ذکر شده که هر جن یا شیطانی که بکوشد به یکی از این درها

نزدیک شود فورا سنگ باران یا شهاب باران خواهد شد . (سوره های : الصافات . آیه ی  10 و الجن : آیه ی 8 )


نسخه های مختلف معراج نامه تنوع قابل توجهی در رعایت طبقه بندی هفت اسمان ارایه می کنند .


معمولا گفته می شود که اولین طبقه  ی آسمان از آهن . دومین طبقه از مس یا برنز . سومی از نقره . چهارمی از طلا . پنجمی از

مروارید سفید گران بها . ششمی از زمرد وهفتمی از یاقوت یا زبرجد  ساخته شده است . 


در سنت اسلامی نور که آسمان هفتم از آن ساخته شده  نشانه ی الوهیت است


در سوره ی نور : آیه ی 35  بیان می شود (( الله نور آسمان وزمین است ....خدا کسی را که به نور او گرایش یابد هدایت می کند ...))


 برطبق متون عرفانی خاص خدا تنها نوری است که همه ی نورها از آن ناشی شده اند


                                                                                                                                                               

                                                                                                                                                 ***********************************************************                          

آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein - 1954

یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - :
 اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.
این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی(فوت1340ش=1961م) است که توسط مترجمین برگزیده ی شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است
 اینشتین در این رساله "نظریه ی نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی(فوت1371ش)و...ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده ی"نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 9:18  توسط برگرفته از کتاب سفر معجزه آسای پیامبر   | 


زنان بی عفت               



پیامبر در حال عبور از قلمرو ارواح سوار بر براق و با راهنمائی جبرئیل مسیر را طی می کند . در حالی که

به  رنج هائی که  زنان بی عفت  تحمل می کنند  به خصوص کسانی که با گذاردن موی خود در معرض دید

بیگانگان موجب روابط نامشروع شده اند . می اندیشد . این زنان گنه کار از گیسوانشان آویخته می شوند

و شعله ای چر خان آتش از سوراخ بینی شان بیرون می آید . آن ها توسط شیطانی قهوه ای رنگ با پاهای

چنگالی شکل که خلخالی بر آن بسته شکنجه می شوند . او در آتش می دمد و در دستانش چنگالی است

که رنگ آن از شدت حرارت به سرخی گرائیده است . داشتن گیسوی زیبا ابزار زینتی مهمی برای زن است

و در واقع پنهان کردن آن باعث می شود کسی حق تجاوز به حریم اورا نداشته باشد . در بسیاری از آیات قرآن

( آیات 55 و 59  سوره ی احزاب و 60 سوره ی نور و مهم تر از همه در آیه ی 31 این سوره  ) دستور داده شده

که زنان خود را پوشیده نگه دارند و در حرکات و رفتار خود محجوب و موقر باشند

((  به زنان با ایمان بگو که چشم هایشان را از  ناروا  نگه دارند و  پاکدامن باشند .   زینت های خود را  جز برای

شوهران و پدران خود بپوشانند . ))   

 



زنان سبک رفتار 



محمد (ص) هم چنان و در طول فضائی تیره و تار سوار بر براق است و فرشته او را راهنمائی می کند .

او زنانی با موهای ژولیده  را می بیند که از زبانشان بر روی  آتشدانی آویخته شده اند  و شیطانی سبز

رنگ با دندان هائی تیز و چنگک مانند شکنجه شان می دهد.شیطان چنگال در دست در آتشی می دمد

که از شدت حرارت به سرخی گراییده است .

این زنان تاوان مسخره کردن دیگران را می دهند . آنان به خاطر رفتار هرزه و شهوت  آلوده شان در مقابل

شوهرانشان  محکوم  به شکنجه هستند .  آنها در زندگی دنیوی  بدون اجازه ی همسرانشان در بیرون از

خانه رفتارهای بی شرمانه ای انجام داده اند .

قانون اسلام با تاکید بر آیات محکم قرآنی سفارشاتی برای ضرورت شرم و حیا در رفتار بانوان دارد  به خصوص 

برای پوشانیدن صورت و ماندن در خانه سفارش کرده است که صریحا اشاره به آیه ی 33 سوره ی احزاب است

که می فرماید : (( در خانه های خویش بمانید و خود نمائی نکنید . مانند انسان های عصر جاهلیت عمل نکنید .

(  زینت های خود را اشکار نسازید  ) و  نماز بپا  دارید و زکات بدهید و از خدا و پیامبرش فرمان برداری کنید .  جز

این نیست که خدا می خواهد شما را از پلیدی دور کند و شما را پاک سازد . ))



عذاب غاصبان سهم یتیمان 



در ادامه ی این سفر دوزخی  محمد (ص) سوار بر براق با راهنمائی جبرئیل فرشته طی طریق می کند .

او شیاطین قرمز رنگی را می بیند که زهر تهیه شده از زقوم را بر دهان لعنت شدگان می ریزند و گنه کاران

به محض  بلعیدن این مایع  زهر آلود آن را دفع می کنند  آنانی که در  زندگی مادی  میراث یتیمان  را تصاحب

کرده اند  بوسیله ی شیطانی  درنده خو  که  چنگالی در دست دارد شکنجه می شوند .   در سوره ی  کهف

آیه ی 29  تشریح  وضعیت این گناه کاران بیان شده که در دفعات مکرر و حساب شده ای مورد رنج و عذاب

قرار می گیرند .

در  چندین آیه  به  پیامبر  سفارش شده که  با  یتیمان  برادرانه  و با محبت رفتار کند  و در  اداره ی دارایی

 موروثی شان با دقت نظر عمل نماید

 

 

کیفری  مختص زنان زناکار 


محمد (ص)  سوار بر مادیانش و با راهنمائی جبرئیل ز نانی را  مشاهده می کند که با گیسوانی که اطراف

شانه هایشان  افشان شده و  به  وسیله ی قلاب هائی که از سینه ها یشان عبور  کرده  آویخته شده اند  .

آنان  بی وقفه شکنجه می شوند و توسط شیطانی سرخ  رنگ با ناخن های تیز که آتش دوزخ را  با  چنگکی

به هم می زند عذاب می بینند .   این زنان  به خاطر بی حرمتی و   بی وفائی به پیمان ازدواجشان  در زندگی

دنیوی عذاب می شوند . به علاوه  گناه این زنان به دنیا آوردن فرزندان حرام زاده است  و  این که بدون اطلاع

شوهرشان  کودکان  نامشروع  خود را  تغذیه  و  تربیت  کرده  و  آن ها را  مانند  فرزندانی  قانونی  وارث اموال

می دانستند .

نحوه ی  تقسیم ارث  با  هدف  حفظ  حقوق قانونی  در آیات ( 7-8  و 33 و  176 )    سوره ی  نساء  آمده است . 

در اسلام نیز مانند شریعت موسی ( تورات ) اصول اخلاقی خانواده  مورد  تاکید قرار گرفته  و  در سوره ی  نور

آیه ی 30 و 31  نیز به آن اشاره  شده است .  در آن آیات بی وفائی و بی عفتی زنان مانند شرک به خدا در نظر

گرفته شده  و روندگان  در این راه ملحد خوانده شده اند .  زنا در قرون وسطی  موضوعی بود که کیفر قانونی و

شرعی داشت و بسته به  سنگینی  گناه مجرم به سنگسار شدن  یا تحمل صدها ضربه شلاق محکوم می شد .



شکنجه ی تنگ چشمی  ( خسیسی ) 

                 در نپرداختن زکات



محمد(ص)گروهی رامی بیند که مورد لعن و نفرین قرارگرفته اند و سنگ آسیاب که نمادی از ثروت(در جهان مادی)

است از گردنشان آویخته شده.آن ها توسط شیطانی سیاه رنگ با پلک هایی قرمز صورتی و سبز شکنجه میشوند

و ثروت شان درون کوره ای مملو از آتش دوزخ  پرتاب شده و به  گوی های سرخ بزرگی تبدیل می شود . این  تاوانی

است که انسان خسیس می دهد به خصوص به خاطر  عدم پرداخت زکات که خداوند برای ایمنی  و  سلامت آن ها

وضع  کرده است . خداوند  در قرآن  و  در سوره ی آل عمران آیه ی 180 خطاب  به آنان می فرماید  (( در روز رستاخیز

آن چه در طول زندگی شان از بخشش آن امتناع وزیدند افسارشان می شود  . ))

پرداخت زکات ( عشریه )  از قوانین اسلام است  . مادام که  مسلمان به این وظیفه ی شرعی خویش جامه ی عمل

بپوشاند از بهترین های این جهان بهره مند خواهد شد و در این گرو پرداخت (  باز گرداندن  ) قسمتی از آن نعمات به

خداوند است و در پرداخت آن برای هر کس نسبتی در نظر گرفته شده است


حاصل آن بین فقیر . اسیر . مسافر و کسی ( کافری ) که به واسطه ی آن مومن گردد تقسیم می شود . 


تحمیل شکنجه و عذاب بر ریاکاران و چاپلوسان 



پیامبر سوار بر براق و با راهنمائی جبرئیل فرشته گروهی را می بیند که محکوم به تحمل شکنجه توسط

شیطانی قرمز رنگ و پر مو که از نفسش آتش بیرون می زند هستند . پاها .گردن و مچ دست هایشان در

غل و زنجیر بوده و صورت هایشان از تیره بختی سیاه گشته که این جزای ریاکاران است .

افرادی که به خاطر سودجوئی اسلام را پذیرفته و به تمجیدمتملقانه از مردم پرداخته و متظاهرانه و با وجود

تنفر از بزرگان به آن ها احترام گذاشته اند نیز در عذاب دردناکی هستند . 

چگونگی عذاب  و  شنجه ی  چنین  انسانهائی  در  قرآن  و  در  سوره ی  انسان  آیه ی 4  ذکر شده است " 

( همانا ما برای کافران زنجیر  . طناب  و آتشی سوزان مهیا کرده ایم  . ) و در سوره ی آل عمران آیه ی 106

نه فقط به صورت های تابناک بلکه به کسانی که چهره ی سیاه و تیره دارند نیز اشاره شده است .  @};-

( روزی که چهره هائی سفید و چهره هائی سیاه شوند  ) . تیره رویان در حقیقت همان انسانهای کافر ریاکارند .

قابل ذکر است که در دین اسلام ریا از گناهان کبیره است . 



مجازات شهادت دهندگان دروغ  }

محمد ( ص ) سوار بر  براق و با همراهی جبرئیل فرشته گروهی از  مردان را که سرشان  به شکل خوک و  الاغ

در آمده می بیندکه با آتش سوزان جهنم خشکانیده شده اند. آنان برای رفع عطش زبان شان را بیرون می آورند

اما چنگک های بزرگ و  نوک تیزی از  گلویشان بیرون می زند و  شیطان سرخ رنگی که  آتش از دهانش  بیرون

می ریزد آن ها را شکنجه می دهد و این تاوان شهادت دروغشان در طول حیات دنیوی است . 
 

:
کیفر سرپیچی از دستورات خداوند  @};-



این انسانهای تیره روز و پست بارها کشته شده و دوباره توسط شیاطین قرمز به زندگی باز می گردند و با

شمشیرهائی زبان هایشان را قطع و تکه تکه می کند .

در نظام اخلاقی دین اسلام انجام آن چه خداوند معین فرموده عمل صالح نام دارد و ارتکاب عمل منع شده

گناه نامیده می شود در نتیجه انجام هر عملی را پاداش یا مجازاتی است. از این رو اسلام به معنای اطاعت

فرمان برداری و تسلیم در برابر اوامر الهی است و عمل صالح  به معنای عدم سرپیچی از شرع  و قانون و

طغیان علیه خدای یکتاست .در قرآن در مورد تایید محکومیت گناه کاران چنین آمده: (( در مورد تکذیب کنندگان

آیات الهی )).

سوره ی مومنون  آیات  103 و 104  :

((و آنان که اعمالشان سبک وزن است زیانکارانند ودر دوزخ جاودان خواهند بود.آتش دوزخ صورت های آنها

را می سوزاندو در جهنم زشت منظر خواهند زیست )) .



مجازات مست کنندگان با شراب 


 محمد (ص) سوار بر براق و با راهنمائی جبرئیل فرشته گروهی از محکومان را می بیند که زانو زده  و در

زنجیر اسیرند و دیو سرخ سمی را که از شیره ی میوه ی تلخ زقوم  (( نوعی انجیر هندی عظیم الجثه  ))

گرفته شده به گلو یشان می ریزد.در قرآن این زهر که به گناه کاران اختصاص دارد در آیاتی ذکر شده است .

سوره ی ص آیات (55 تا 57)  ((سرکشان به میان جهنم خواهند رفت و در آن آب جوشان و مایعات متعفن

خواهند نوشید ))  و همچنین در سوره ی واقعه آیات ( 51 و 52 )  ((سپس شما ای گمراهان تکذیب کننده

همانا خواهید خورد از در ختی به نام زقوم .))  @};-

کسانی که شراب نوشیده و با اصرار براین گناه از دنیا رفته اند این عذاب را تا روز رستاخیز تحمل خواهند کرد .

در قرآن صریحا بر ممنوعیت شرب نوشیدنیهای سکر آور ( خمر ) اشاره شده است .

( سوره ی مائده آیه ی  91 ).  @};-

نهی از مستی در چندین بخش انجیل نیز تصریح شده ( سفر رو یان  10 و  9  با قضاوت  13 و  14شمارندگان

6.3.4) تحریم شراب  ( و مشرو بات الکلی  ) بیش تر با خاصیت مست کنندگی آن ارتباط داشته است . ولی

ممنوعیت شراب به آغاز رسالت مربوط نمی شود . در سوره ی نحل آیه ی 69  به این نوشیدنی اشاره شده :

(( از میوه ی در خت خرما و انگور  نوشیدنی فوق العاده ای به دست می آورید .))

اما حضرت محمد  (ص)  کم کم  برخورد خود را  تعدیل کرد شاید به این خاطر که مستی گاهی  باعث رسوائی

می شدو این تحریم نه تنها برای مردم بلکه برای اطرافیان و هم نشینان پیامبر نیز صادق بود زیراازخطاهائی

که در حالت روحانی نماز بر ایشان پیش می آمد  جلوگیری می کرد .

 

عذابی مختص متکبران  -



محمد (ص)سوار برمادیان و با راهنمائی فرشته ی جبرئیل تعدادی قفس راکه از اطرافشان آتش زبانه

می کشد می بیند . متکبران و کسانی که رفتار توهین آمیز داشته اند محبوس شده و توسط مارهائی

که با دندان زهری کشنده به بدن  آنها وارد  می کنند عذاب می شوند و  عقربها  که با ضرباتی  سخت

سمی کشنده و دردناک را رها می کنند . درون جعبه و قفس ها در رفت و آمد هستند . پیامبر دلیل آن

را سوال می کند و جبرئیل  پاسخ می دهد : ((  این آفریده ها ( موجودات ) به  دستور خدا  برای عذاب

متکبران و  فحاشان  جمع شده اند و  این گناه کاران تا  روز رستاخیز به وسیله ی حشراتی  ترسناک و

زهر آلود عذاب خواهند شد . برطبق شریعت اسلام هر که به اندازه ی دانه ی خردل غرور داشته باشد

از جمله ی متکبران است و به بهشت راه نخواهد یافت . در بسیاری از آیات قران متکبران به شدت مورد

سرزنش قرار گرفته اند . سوره ی نحل آیه ی  23  :  (( و خدا متکبران را دوست ندارد . صورت هایتان را

( با غرور  ) از دیگران برنتابید و برروی زمین خرامان و با تکبر راه نرو ید )).  @};-

خدا متکبران خود ستا را دوست ندارد . سوره ی لقمان آیه ی 18  @};- 

شرح دعای معراج 





از رسول اكرم صلى الله عليه و آله منقول است آن شبى كه مرا به معراج بردند از تمامى آسمانها گذشتم تا به آسمان هفتم رسيدم و آنچه ديدم بودم و با خداى تعالى

بى واسطه سخن گفتم و مراجعت نمودم چون به مقام جبرئيل رسيدم گفتم يا جبرئيل اين چه دعائى است كه جمله فرشتگان مى خوانند؟ گفت يا محمد صلى الله عليه و

آله اين همان دعايى است كه از جانب حق به شما آوردم و خداى تعالى مى فرمايد كه هر كه از آدم تا خاتم اين دعا را بخواند يا با خود دارد عزيز و مكرم گردد و حاجتش

برآورده شود حق تعالى هيچ حجاب در ميان او و خودش نگذارد و او را از جميع بلايا محفوظ فرمايد و اگر از آدم تا خاتم جمع شوند و جميع درياها مركب گردد و آسمان و زمين

كاغذ شود چندان نويسنده كه همه فرشتگان مانده شوند و دريا خشك شود و آسمان و زمين تمام شود نمى تواند ثواب اين دعا را بنويسند و از هزار يكى نوشته نشود و

خواننده و دارنده اين دعا را تنگى دست ندهد و تا روز اجل بستگى در كار وى نشود و در روز قيامت حساب را از وى بردارند و بى حساب داخل بهشت شود

يا محمد دارنده و خواننده اين دعا رستگارى يابد. هر كس در عمر خود اين دعا را يك بار بخواند و اگر نتواند گوش بدهد يا با خود دارد چنان باشد كه چهل هزار ختم قرآن كرده

باشد و چهل هزار حج كرده باشد و چهل هزار گوسفند قربانى كرده و چهل هزار بنده آزاد كرده و چهل هزار مسكين را طعام داده و چهل هزار برهنه را پوشيده باشد و تورات

موسى و انجيل عيسى و زبور داوود و فرقان محمد المصطفى صلى الله عليه و آله را خوانده باشد و اگر بيمار باشد چنانچه طبيبان از معالجه آن عاجز باشند چون اين دعا را

به آن بيمار دهند و بر بالين وى گذارند شفا يابد و اگر كسى قرض دار باشد و اين دعا را بخواند حق تعالى دين او را ادا فرمايد و اگر كسى كاهل نماز باشد اين دعا را با خود

دارد حق تعالى دل او را روشن گرداند حريض نماز شود و اگر زن دشوار زايد اين دعا را بر آب خواند بخورد به آسانى بار نهد و اگر كسى را بسته باشند اين دعا را بر موم گيرند

و بر كمر وى بندند فى الحال گشاده گردد و اگر بخت دختر بسته باشد اين دعا را بخواند يا با خود دارد بخت او گشاده شود و اگر كسى را به پاى دار برند اين دعا را بر وى

بخوانند و بدمند يا در نزد آن كس باشد هيچ ضررى به او نرسد و اگر جهت فرزند بخواند خداوند عالم پسرى به وى عطا فرمايد و دارنده اين دعا از گزند مار و عقرب و زبان

بدگويان ايمن گردد.

خواننده و دارنده اين دعا از درد گوش و دردسر و درد چشم و درد دل و جگر و فلج و لغوه و جميع دردها ايمن گردد و هر كس اين دعا را با خود به گرد برد حق سبحانه او را

ببخشد و سكرات موت را بر وى آسان گرداند و از عذاب قبر و سوال نكير و منكر ايمن گردد و روز جزا چهل هزار فرشته به استقبال وى برآيند تا داخل بهشت مى كنند و

شرح اين دعا بسيار بود اما مختصر كرديم تا ملال نگيرد بسيار مجرب است ان شاء اللّه و اللّه اعلم بالصواب .



يا سيد يا سند يا صمد يا من له المستند اجعل لى فرجا و مخرجا مما انا فيه و اكفنى فيه و اعوذ بك بسم اللّه التامات يا اللّه يا اللّه يا اللّه يا رحمن يا رحمن يا رحمن يا رحيم

یا خالق يا رازق يا بارى يا اول يا اخر يا ظاهر يا باطن يا مالك يا قادر يا واهب يا وهاب يا تواب يا حكيم يا سميع يا بصير يا غفور يا رحيم يا غافر يا شكور يا عالم يا عادل يا كريم يا 

رحيم يا ودود يا غفور يا روف يا وتر يا مغيث يا مجيب يا حبيب يا منيب يا رقيب يا معيد يا حافظ يا قابض يا حى يا مالك يا باعث يا وارث يا رحيم يا راحم يا فاتح يا فارج يا فاخر يا معز

 يا مذل يا معين يا مبين يا جليل يا جميل يا كفيل يا وكيل يا دليل يا حى يا قيوم يا جبار يا غفار يا حنان يا منان يا ديان يا غفران يا برهان يا سبحان يا مستعان يا سلطان يا امين يا

مومن يا متكبر يا شكور يا عزيز يا على يا وفى يا قوى يا غنى يا محق يا معطى يا اخر يا احسن الخالقين يا خير الرازقين يا خير الغافرين يا خير المحسنين يا خير الناصرين يا

 ارحم الراحمين يا نور السموات و الارض يا هادى المضلين يا دليل المتحيرين يا خالق كلشى ء يا فاطر السموات و الارض يا هادى المضلين يا مفتح الابواب يا مسبب الاسباب

 يا رفيع الدرجات يا ولى الحسنات يا غافر الخطيئات يا محيى الاموات يا ضاعف الحسنات يا دافع البليات اللهم احفظ صاحب هذا الدعاء من الطاعون و الزلزله و الفجاه و الوباء و

من شر السلطان الجابر و شر العين السوء و من شر الاعداء و من شر الجن و الانس بحق لا اله الا هو الحى القيوم بحق كهيعص و بحق حمعسق و بحق محمد المصطفى و

 بحق على المرتضى و الائمه الهدى و بحق اللوح و القلم و الكرسى و العرش و بحق فسيكفيكهم اللّه و هو السميع العليم اللهم احفظ صاحب هذ الدعاء من شر كل ذى

شر و من شر طارق الليل و النهار و من شر والد و ما ولد و من شر مايلج فى الارض و ما يخرج منها و هو الغفور الرحيم اللهم احفظ صاحب هذا الدعا من شر الاعداء و من

 شر جميع المحنه و الداء و من شر النفاثات فى العقد و من شر حاسد اذا حسد يا رب بعز عزتک و القهر بلطفك و الرحمه رحمتك يا واهب العطايا يا دافع البلايا يا غافر

 الخطایایا ستار العيوب يا نور الغيوب يا نور القلوب يا حبيب القلوب يا قاضى الحاجات يا رحمن الدنيا و الاخره يا ارحم الراحمين و بحق الا الا اللّه تصير االامور اللهم استودعك

نفسى و روحى و مالى و اولادى و جميع ما انعمت على فى الدين و الدنيا و الاخره انه لا يضيع صانيك يصونك و محفو ظك و مامولك و لايجيرنى احد منك و لن اجد من دونه

ملتحدا اللهم ربنا اتنا فى الدنيا حسنه و فى الاخره حسنه و قنا عذاب النار و عذاب القبر برحمتك يا ارحم الراحمين و صلى اللّه على محمد و اله اجمعين الطاهرين و الائمه

المعصومين و سلم تسليما كثيرا كثيرا


موضوع عروج عرفانی




داستان های شگفت انگیز عروج به عالی ترین نقطه ی بهشت نه تنها در روایات مذاهب بزرگ بلکه در

روایت های عرفانی که اغلب به عنوان پایه های تفکرات عرفانی به کار گرفته می شوند متداول است .

این موضوع  در بخش مشهور خلقت در کتاب مقدس در باره ی شروع سفر شگفت انگیز حضرت یعقوب

به بین النهرین بیان شده : (( هنگامی که حضرت یعقوب شبی بعد از غروب خورشید استراحت می کرد

در خواب نردبانی را دید که پایه هایش در زمین و انتهایش در بهشت بود و فرشتگانی که بالا و   پایین

می رفتند.خداوند با حضرت یعقوب سخن می گفت ووعده می داد که از او محافظت نموده و نسل های

بعدی اورا بیامرزد.))

در تفاسیر مذهبی  مسلمانان از  معراج  نردبانی نمادین که ارتباطی  بین  مناطق کیهانی  ایجاد  می کند

مشاهده می شود و صعود محمد (ص) را از پله های نردبانی نورانی که از معبدی در اورشلیم به بهشت

 برپاشده نشان می دهد .  در بسیاری از تفاسیر به راهنمائی که اغلب به شکل موجودی بالدار بوده و در

طول مسیر مسافرعرفانی را راهنمائی و کمک می کند اشاره شده است . در متون شمنی عروج به شکل

 پرواز با قدرتی فوق طبیعی مورد توجه قرار گرفته  و توسط پرنده ای عظیم الجثه نشان داده شده است . 

در دنیای ترکی و آلتایی این ایده منحصر به اسبانی است که قدرت پرواز دارند.چنان که گفته می شود در

سده ی  سیزدهم /  هفتم  دشمن بزرگ چنگیز خان سوار  بر  اسب خاکستری به آسمان رفته است . در

مذاهب هند و بودائی در هندوستان توانائی پرواز در آسمان و عبور از فواصل بی کران با سرعتی برابرنور

به قدرت های جادوئی آرهات اختصاص  یافته است





شباهت های زیادی که بین کمدی الهی و معراج  نامه دیده می شود این تصور را بوجود آورده که کمدی الهی

به طور مستقیم تحت تاثیر معراج نامه قرار گرفته و احتمالا شاعر فلورانسی با ترجمه ی متن لاتین معراج نامه

آشنایی داشته است . در حقیقت در سال  1264/ 663  ( چند دهه قبل از سروده ی دانته ) ترجمه ی فرانسوی

و لاتین نسخه ی اسپانیایی معراج نامه که خود از عربی اخذ شده بود وجود داشت .  یک کپی از این نسخه اثر

بناو نچرازسینادر کتابخانه ی ملی و دیگری با نام لایبراسکیل مچمتی در کتابخانه ی واتیکان نگه داری می شود .

به جز این ترجمه هامراجع و نوشته های متعددی در مورد معراج این تصور را بوجودمی آوردکه احتمالا دانته تاحدی

از معاد شناسی مسلمانان آگاه بوده است.لازم به ذکر است که در آن زمان تعدادی از آثار علمی که اعراب از یونانی

کسب کرده بودند به زبان های غربی ترجمه شده بود .



F:
 @};-  @};--سخن مترجم  @};- @};-


کتاب خطی معراج نامه که در حال حاضر در اندازه ی   22.5  در 34 سانتی متر  و  به  تعداد 265 صفحه در

کتابخانه ی ملی پاریس نگهداری می شود کتابی است کاملا مصور با موضوع سفرحضرت محمد رسول(ص)

به بهشت و جهنم . این کتاب در سده ی  پانزدهم   / نهم در هرات برای دومین امیر تیموری شاهرخ در سال

(1436- 1435/ 840 -839 ) نقاشی شده است . نقاش آن که از نقاشان دربار بایسنقر بوده در نگاره های آن

نهایت مهارت فنی خود را نشان داده است .   این نسخه یکی از سه نسخه ی برجسته ی باقیمانده از مکتب

هرات در فاصله ی بین دوره ی بایسنقر و بهزاد می باشد که دو نسخه ی دیگر خمسه ی نظامی و شاهنامه

است . معراج نامه ی شاهرخی به وسیله ی میر حیدر شاعر به زبان ترکی ترجمه و به وسیله ی مالک بخشی

هراتی به  خط ایغور  کتابت شد .  اثر مزبور که با شصت و یک نقاشی  مذهب  تزیین شده   مراحل  پی در پی

سفر عجیب محمد (ص) را نشان می دهد .   پیامبر در شب معراج سفر خود را از مسجد الحرام در مکه شروع

و از آنجا به وسیله ی براق در حالی که جبرئیل ایشان را همراهی می کرد به سوی مسجد الاقصی طی مسیر

می کن.در این مسجد پیامبر از نقاط مختلف مسجد بیت اللحم زادگاه حضرت مسیح (ع) و همچنین منازل و جایگاه

انبیا دیدن کرده و در بعضی مکان ها دو رکعت نماز به جای می آورد.این وقایع بخش اول سفر ایشان را تشکیل

 می داده است . در قسمت دوم سفر پیامبر از بیت المقدس به آسمانها سفر کرده و با ارواح و فرشتگان آسمانی

و  پیامبران سخن گفته  و در بهشت و جهنم درجات مختلف افراد بهشتی و جهنمی را مشاهده  می کند  و  به رموز

هستی و اسرار جهان آفرینش و آثار قدرت خداوند نائل می شود  و تا صدره المنتهی مقام قرب الهی پیش می رود .

 آن جا پایان سفر است.پیامبر از این نقطه باز می گردد ابتدا در مسجد الاقصی فرود آمده و سپس به مکه باز میگردد .



واژه ی معراج یا اسرا به معنای سفر شبانه نام یکی از سوره های قرآن است که بخش اول این سفر

یعنی سیر از مکه و مسجد الحرام به مسجدالاقصی و بیت المقدس را بیان می کند و در سوره ی نجم

طی شش آیه ی  13-18 قسمت دوم معراج یعنی سیر آسمانی آمده است .....که پیامبر  ( ص )  برای

دومین بار فرشته ی وحی جبرئیل را به صورت اصلی مشاهده و ملاقات کرد . زمان معراج پیامبر (ص) را

بعد از سفر طائف در یازدهمین سال بعثت مشخص کرده اند . در تاریخ پنج زمان برای معراج به ثبت رسیده

است : ربیع الاول . ربیع الاخر . رجب . رمضان و شوال که معروفتر اینها 27 رجب است . @};-

حضرت امام در پاسخ سوال از علت معراج فرمودند : خداوند هرگز مکانی ندارد و زمان براو جریان نمی گیرد

ولکن او می خواست فرشتگان و ساکنان آسمانش را با قدم گذاشتن پیامبر در میان آنها احترام کند و نیز از

شگفتی های عظمتش به پیامبرش نشان دهد تا پس از باز گشت برای مردم بازگو کند .  @};-

معراج پیامبر (ص) یکی از مضامینی است که در هنر نگار گری اسلامی بسیار به آن پرداخته شده  ودر هر

دوره ی هنری  نقاشان  و حامیان  آنها سعی در  به تصویر کشیدن  این واقعه ی بزرگ داشته اند  . معراج

موضوعی  مذهبی  است  که در  تمامی  دوره ها  و  عرصه های  هنری مصور  گشته  و اصولا   اصطلاح

معراج نگاری با توجه به شمارش قابل توجه تصاویر عروج  پیامبر به آسمان ها اصطلاحی دور از ذهن نیست
+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 9:17  توسط برگرفته از کتاب سفر معجزه آسای پیامبر   | 


هفتاد هزار پرده 



در آن سوی هفت آسمان در فضای لایتناهی حضرت محمد (ص) هفتاد هزار پرده را می بیند که از نور . یاقوت آتشین . سنبل . مروارید و طلا ساخته شده است . 

هریک از پرده ها توسط هفت گروه از موجودات فرشته گونه نگهبانی می شود . پیامبر بوسیله ی فرشتگان راهنما از بین این هفتاد هزار پرده با موفقیت می گذرد

و عرش الهی را که از سنبل قرمز ساخته شده می بیند .

عظمت عرش با هیچ چیز قابل مقایسه  نیست زیرا  آسمان و زمین نیز در برابر عظمت عرش به چشم نمی آید .  تعداد زیادی از فرشتگان در پیرامون  عرش الهی

راه می روند در حالی که شب و روز مناجات و ادعیه را همراه با نوای چنگ به همه ی زبانها می خوانند و با افتخار ( به عبادت پروردگار ) مشغولند  صدای آنها  چون

رعد طنین انداز می شود . 


به روایاتی  فرشتگانی که عرش را حمل می کنند مقرب ترین موجودات به پروردگار هستند .  آنها به صورت مداوم و خستگی ناپذیر خداوند را تسبیح و ستایش کرده

ایمان و وفاداریشان را اظهار و برای خطاهای مومنان طلب آمرزش می کنند .

مراسم آیینی - عبادی  (( طواف )) ریشه در کتاب مقدس دارد . عبریان این عمل را در اطراف محراب یا قربان گاه  ( آیات 25 و 26  کتاب مقدس  ) و اعراب بر گرد کعبه

انجام می دهند( قرآن : سوره ی بقره آیه ی 125 و سوره ی حج آیات 26 و 29 ).سنت های معنوی بزرگ به شیوه ای خاص در مراسم عبادی - مذهبی ادا می شود

و سنت طواف به معنای نمادین بیعت با خداوندهمراه است حتی گاهی اوقات معنای کیهانی به آن می دهند به ویژه  در اسلام که هفت دور طواف می تواند با تعداد

قلمروهای آسمان مطابقت داشته باشد . 


همان طور که در کتاب مقدس آمده  پرده ای مقدس ترین قدیسان را در معبد اورشلیم پنهان می کند . در اسلام نیز پرده و حجاب مظهری از یک حقیقت پنهان است و

دلالت برآن دارد که اگر معرفت همراه با بیانی آشکار باشد سرشار از معانی عرفانی و رمز آلود خواهد بود . 





سپس محمد (ص) که به طور کامل با هاله ی پیامبری احاطه شده هفت صد هزار خیمه را که دایره وار دور تا دور عرش الهی

چیده شده می بیند .  هر چادر به عظمت دنیای خاکی است و وسعت جاده ای با 50 هزار سال مسافت یک چادر را از دیگری

جدا می کند . در هر چادر پنجاه گروه از فرشتگان  ( بعضی در حالت سجده  . عده ای ایستاده  و  برخی نشسته )  به عبادت

پروردگار مشغولند  و ادعیه ای مشتمل بر اسمای الهی را از بر می خوانند . اشاره به گروه های بسیار فرشتگان در جای جای

مکان های مختلف به روشنی مبین اهمیت این نکته است که تعداد فرشتگان خارج از توان شمارش ما با ارقام دنیوی است .

خیمه های پیرامون عرش الهی چادر های بادیه نشینان را در ذهن تداعی می کند . هرکدام از این خیمه ها شایستگی آن را

 دارد که حرم امن و عبادتگاه  خداوند و مرکز جهان خلقت باشد . طبق سنت هر روز جامه ی عرش الهی به هفتاد هزار رنگ

تغییر می کند  و درخشندگی آن به حدی است که هیچ آفریده ای توانائی نگاه کردن به آن را ندارد . 



رسیدن به عرش الهی و عبادت ساحت الهی 

توسط حضرت محمد (ص




محمد (ص) در حالی که نشسته صندل هایش را از پا در می آورد تا اجازه ی نزدیک شدن به عرش الهی را کسب کند .

در این حین صدائی می شنود که به او می گوید: « ای محمد صندل هایت را بیرون نیاور و با همان قدم های مبارک به

عرش من نزدیک شو .» پس از راه یافتن به بارگاه مقدس ترین قدسیان پیامبر سجده می کند و چهره بر زمین می ساید

و این جمله را بر زبان می آورد (( بزرگی و ستایش مخصوص خداست . )) سپس محمد (ص) که در حال بازگشت است

عرش الهی را که توسط چهار فرشته نگه داشته شده با وضوح و روشنی کامل می بیند



در کشور های اسلامی طبق عرف یک غریبه باید قبل از گذشتن از آستانه ی در کفش هایش را بیرون بیاورد به این معنی

که او هیچ حقی نسبت به زمینی که بر آن ایستاده ندارد و به همین علت است که مومنان قبل از در آوردن کفش هایشان

اجازه ی قدم نهادن به داخل یک مسجد یا حرم را نخواهند یافت . 
   




به سوی باغهای بهشت 



هنگام ترک سریر الهی محمد (ص) بار دیگر جبرئیل را ملاقات می کند . در حالی که ماموریت جدید او نمایش

 شگفتی های مختص مومنان در بهشت  برای پیغمبر (ص) است . ابتدا جبرئیل پیامبر را به کنار کوثر راهنمائی

می کند که کنار آن سه دروازه ی بهشت با گنبدهائی از مروارید . یاقوت سرخ و زمرد افراشته شده که ترکیب

فوق العاده ای از معماری را در ذهن  ایجاد می کند . در آن ترکیب خلوص خط . روشنی رنگ  و غنای تزیین  با

سفالینه ای چند رنگ مجللی در هم آمیخته است . رسوبات کوثر از جنس مشک و ماسه هایی که کف آن را

پوشانده یاقوت سرخ  می باشد .  آب آن سفیدتر از شیر  (  احادیث مسلمانان قدرتی تقریبا جادوئی  را به این

رنگ نسبت می دهند  ) شیرین تر از عسل و خوش بوتر از مشک است . در کناره  . فنجان هائی از طلا . نقره

یاقوت . زمرد و مروارید چیده شده که تعداد آن ها بیش از ستارگان آسمان است و  هر کس بخواهد می تواند

عطش خود را با آن فرو بنشاند . طبق آیات قرآن (سوره ی کوثر ) این آب پس از وفات یکی از پسران پیامبر (ص)

عبدالله به او عطا شد .  در احادیث آمده که  هر کسی که از این آب  بنوشد هرگز دوباره  رنج تشنگی  را تحمل

نخواهد کرد . 



ورود به بهشت   



جبرئیل پیامبر (ص) را که بوسیله ی براق هدایت می شود به بهشت رهنمون می کند . جبرئیل بر در می کوبد  و

فرشته ای که با هاله ی نور احاطه شده از کنار در سوال می کند  کیستی ؟  جواب می دهد من جبرئیل هستم  و

محمد (ص) فرستاده ی خدا همراه من است . فرشته مسرورانه به محمد (ص) و ملک مقرب سلام می کند و آنها

را به درون باغ های بهشت دعوت می نماید .

بالای دری که به بهشت منتهی می شود اعتراف نامه ی مسلمانان به ایمان(شهادتین به خدا . به پیامبر و علی (ع))

با خط کوفی منقش نوشته شده است . با صراحت گفته شده که این نوشتار اعتقادی هر نو مسلمان را برای همیشه

با مومنان پیوند می دهد . محتوای این خط نوشته که شهادتین نامیده می شود و بر سنگ حجاری شده در   30 آیه ی 

قرآن ذکر شده است.((هیچ خدائی جز خدای یگانه نیست))و مسلمانان به آن اضافه کرده اند((محمد(ص) پیامبر اوست))

برای مومنان این موضوع که یگانگی خدارا آشکار می کند عملی عبادی و یکی از اصول پنج گانه ی دین اسلام است . 

حوریان 



در باغهای بهشت محمد (ص) در حالی که با هاله ی نور پیامبری احاطه شده در معیت جبرئیل براق را می راند .

و در این حال تعداد زیادی از زنان جوان و بینهایت زیبا را می بیند .حوریانی (همسران پاک )که به مومنان وعده داده

شده اند . بعضی شوخی و بازی می کنند و عده ای در حالی که از درختان بالا می روند گل می چینند و برخی روی

 صندلی های طلا نشسته و با خوشحالی به صحبت می پردازند . پرندگان شگفت انگیز برسر آن ها فرود می آیند

موهای تعدادی از حوریان پوشیده از پر است . جریان آب روان در حالی که با انعکاس می درخشد از میان این سرزمین

که بهاری بی انتها و آفتابی ابدی برآن حکم فرماست می گذرد . در این جهان برگزیدگان . فرشتگان . پرندگان و طبیعت

از شوق وصف ناپذیر بهشت لذت می برند


قرآن ( سوره ی بقره آیه ی 25 ) بهشت را که جایگاه ساکنین برگزیده ی ابدی است به زبان تصاویر توصیف می کند .

(( و به آنان که ایمان آ وردند و اعمال صالح انجام دادند بشارت بده که برای آنها بهشت هائی است که زیر درختانش

نهرها جاری می باشد .... در این باغ ها برای آنهاست حوریان پاکیزه و ایشان در آن جاودانند .


در کتاب مقدس از بهشت هم چون مکانی برای خوشی و لذت پر آب و گیاه با درختان زیبا یاد شده است . هم چنین

در اسلام این بهشت یاد آور مکانی است که آدم و حوا قبل از هبوط در آن می زیستند .مانند باغ میوه ی بزرگی که

نهرهای آب از میان آن می گذرد .  جایگاه قصر های افراشته  که برگزیدگان  با همسران باکره ی خود در آن زندگی

می کنند. 



این توصیفات از دنیائی که لذت در آن فی نفسه مادی و زمینی است باعث بوجود آمدن سوالاتی شده است  .

در حقیقت این صحنه های تمثیلی که برای ساکنان صحرا  متصور شده باید همانند مفاهیم نمادین و نه مطابق

نوشته ها تفسیر شود . با این وجود تعدادی از مسلمانان اهل تصوف اعتقاد به چیزی مثل بهشت را رد کرده و

تصور می کنند شادی ابدی تنها به مثابه ی جذبه ی تفکر برخاسته از ذات الهی است . 

 

 


سرگرمی های حوریان 



پیامبر با حرکت از میان بسترهای گل و درختان شکوفا درحالی که براق رامی راندو جبرئیل با هاله ی نورانی

احاطه شده و بالهای درخشانش را کاملا گسترده  بر او پیشی گرفته گردش خود را در میان باغ ها  همراه

حوریانی که روی موهایشان از پر پوشیده شده و خندان دسته گل رد و بدل می کنند ادامه می دهد

پرندگان شگفت انگیز روی شاخه های پر گل درختان فرود می آیند . تعدادی از حوریان بر شترها سوارند .

زیرا هر جمعه به دعوت خداوند متعال برگزیدگان به هراه همسرانشان برای ملاقات آسمانها را تا فراسوی

جاودانه ی کعبه ی بهشتی به وسیله ی فرشتگان نماز گزار احاطه شده در می نوردند .



ملاقات با یکی از اولین زنان مقدس اسلام 



در حال پیشروی به سوی کاخی که در میانه ی باغ افراشته شده جبرئیل پوشیده در هاله ای از نور محمد (ص)

را که بر براق سوار است به سوی گروهی از حوریان راهنمائی می کند . پیامبر (ص) در میان آنان یکی از اولین

زنان شریفی را که به اسلام ایمان آورد و همسر یکی از اصحابش بود می بیند . 

اولین گروندگان به اسلام که در جنگ های مشهور به برادر کشی متمایز گشتند یاران واقعی پیامبر (ص)  بودند

 که مورد احترام کلیه ی مسلمانان هستند . از این دسته افراد می توان به اباذر . سلمان فارسی . بلال حبشی

اشاره داشت  که در همان اوایل تبلیغ رسالت پیامبر اسلام آوردند . 

و همچنین سمیه . عمار و یاسر نیز از اولین گروندگان به دین اسلام بودند . سمیه از بانوانی بود که مشقات زیادی

در این راه تحمل کرد  و در این جا به جای سرپوش های  پر داری که معمولا بقیه ی حوری ها به  سر دارند  ایشان

 تاجی به سبک خاصی دارند .

 

 

 
در گاه دوزخ 



پس از ترک بهشت جبرئیل پیامبر (ص) را (  که کاملا با هاله ی نورانی احاطه گشته )  به مکانی راهنمائی می کند

که برای دشمنان خدا در نظر گرفته شده  بطوری که می تواند عذاب کیفر شوندگان در هفت دوزخ را ببیند . 

هنگام رسیدن به درگاه جهنم محمد (ص) .مالک .محافظ جهنم را که سیمایی ترسناک دارد می بیند .بنا بر احادیث

او هرگز نخندیده و کلامی سخن نگفته است . با این وجود هنگامی که جبرئیل بازدید کننده ی ارجمندش را معرفی

می کند .  مالک عذر خواهی می نماید .  به در خواست پیامبر ( ص )  او را در آتش جهنم می دمد  و   نتیجه چنان

 وحشتناک است که محمد (ص) ترس مهیبی را احساس می کند .   قرآن در برخی سوره ها به آتش جهنم اشاره

کرده است .  این بزرگترین تنبیهی است که با فرمان خداوند در جهنم مهیا شده است .  براساس عقاید مسلمانان

جهنم از  هفت مرتبه ی مجازات تشکیل شده که  اولین مرتبه ی آن . مخصوص  آنانی است که  مرتکب  گناه کبیره 

شده اند  و بخش های دیگر آن به مشرکان اختصاص داده شده است . 



درخت دوزخی 



محمد (ص) سوار بر براق و توسط ملک مقرب هدایت می شود.او درختی تنومند می بیند که زقوم نامیده می شود .

این درخت در فضائی به وسعت راه پانصد ساله می باشد که خارهایش مثل نیزه میوه هایش تلخ تر از زهر و به شکل

سر جانورانی چون شیر. خوک . فیل و دیگر حیوانات است.در سوره ی صافات آیه ی 62 به درختی که در اعماق جهنم 

می روید و میوه هایش به شکل سر دیو می باشد و غذای لعنت شدگان است . اشاره می کند .

در پای این درخت دوزخی . زبان دروغ گویان به دست دیوان سرخ رنگ بریده می شود .اما دیری نمی پاید که این اعضای

قطع شده دوباره رشد می کنند . این انسانها در طول حیات دنیوی حدود خود را رعایت نکرده . شراب نوشیده و برانجام

زنا و دیگر اعمال بد اصرار ورزیده اند


این بخش از دوزخ توسط دیو های تن آبی .سرخ چشم محافظت می شود که خود بر دیوان سرخ با پوشش ارغوانی یا

سبز حکمرانی می کنند که میان آتش افروخته مشغول شکنجه و عذاب نفرین شدگان( با بدن های کرم رنگ) هستند . پیامبر (ص) سوار بر براق هم چنان به وسیله ی جبرئیل طی مسیر می کند که در ادامه ی راهش شیاطین سیاهی را

می بیند که تن پوش هائی خردلی یا قرمز پوشیده اند و گوشت بدن نفرین شدگان را بریده مجبورشان می کنند تا آن را

بخورند . این انسان های نگون بخت به دلیل ریاکاری توهین و بدگوئی از مسلمانان مجازات می شوند. قرآن تهمت زنندگان

را بیش از بدگویان مورد اعتراض قرار می دهد   ((   آگاه باشید که تهمت زنندگان سرشار از گناه هستند ..........مجازات

بی رحمانه ای در انتظار آن هاست  . ))  ( سوره ی الجاثیه آیه ی 6 و 7 ).

مانند دیگر قلمروهای دوزخ این بخش از آتش مشتعل با مرزهای تاریک از دیگر قسمت ها تفکیک شده که  عموما  دال بر

 این است که بخشی از یک حفره ی سیاه می باشد .




آز و حرص مال اندوزی


پس از عبور از یکی از قلمروهای تاریکی محمد (ص) که سوار بر مادیان استثنائی خود با همراهی جبرئیل هدایت

می شود  دیوی  خاکستری با پلک های سرخ آتشین را می بیند  که در دستانش چنگالی نگه داشته و نفسی از

آتش دارد . این شیطان از حریصان و کسانی که با میل فزاینده مال اندوخته اند  نگهبانی می کند . خیرات فضیلت

بزرگی است که در زندگی روزمره ی مومنان با صدقه دادن آشکار شده است  .   در کشورهای اسلامی آزمندی

احتکار و امتناع  از صدقه دادن  بر ناپاکی و بی ایمانی کسانی دلالت دارد  که خستشان مومنان  را از راه عدالت 

بر می گرداند. در بسیاری از آیات قرآن به خصوص سوره ی نسا آیه ی37 این مضامین مورد تاکید قرار گرفته است:

((  کسانی که بخل می ورزند و مردمان را به بخل دعوت می کنند و پنهان می کنند آن چه را که خدا از فضلش به

آن ها داد.....ما برای آن ها عذابی ننگین مهیا ساخته ایم . )) 




منافقان  (  پاشندگان بذر نفاق  )


پیامبر سوار بر براق به راهنمائی جبرئیل هنگام گذر از یکی از قلمروهای تاریکی مجازات هائی مشاهده می کند

که قرآن در تعدادی از آیات خود برای کسانی که به دروغ افترا بسته اند . خصوصا کسانی که به مبلغان اسلام حمله

کرده اند وعده و عذاب مهیبی را که در انتظارشان است به نمایش گذارده است . او شکنجه ی کسانی را که به دروغ

به مسلمانان تهمت ظلم زده  برای مصلحت خود خشونت به خرج داده و برای تحریک منازعان رقیبان و کسانی که با

هم  اختلاف داشتند افترا زده اند بیان کرده است . این عذاب زیر نظر دیوی سبز با پاهای قلاب دار و شیطان سرخی

که محکومان را با نیزه مورد حمله قرار می دهد  انجام می شود . دیوی که عهده دار هر قسمت از دوزخ می باشد در

حدود قلمرو تاریکی نمایش داده شده است .

 


 


ریا کاران  (  تظاهر کنندگان به دین داری )                           


محمد (ص)  سوار بر مادیانش به اتفاق جبرئیل در این جا مجازات افرادی را که برای کسب منافع دنیوی

وانمود به دین داری کرده اند . ملاحظه می کند . آن ها به وسیله ی چنگال هائی از آتش سوزان دوزخ

آویخته و به دست دیو ارغوانی با پاهای قلاب مانند که چنگالی در دستانش گرفته و دهانی آتشین دارد

شکنجه می شوند .

قرآن ( سوره ی آل عمران . آیه ی  172 ) می فرماید  : (( دین داری به معنای چرخاندن صورت به شرق

و غرب  نیست . پرهیزکار کسی است که به خدا روز قیامت فرشتگان قرآن و پیامبران ایمان داشته باشد

کسی که قسمتی از ثروتش را به همسایه یتیم . فقیر . مسافر و سائل می بخشد . کسی که برده اش

را آزاد می کند . نماز می خواند . صدقه می دهد . به عهد خود وفا می کند و در رنج عذاب و در لحظه های

خطر صبور است . آن ها نمونه ها یی از مومنان و پر هیزگارانند .)) 


+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 9:17  توسط برگرفته از کتاب سفر معجزه آسای پیامبر   | 

از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه برقانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند: E = M.C2 >> M = E :C2

یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.
او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...
بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - اینشتین نظریه ی اخباریون شیعه را( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند... در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها یاد کرده با لفظ"حسابی عزیز". 3000000دلار بهای خـرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهـــدوی ( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است...همکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی - توسط دکتر عیسی مهدوی( برادر دکتر ابراهیم مهدوی)- و توام با تحقیق و ارائه ی منابع مذکور در متن(توسط اینجانب) میباشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است...اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود...

 

حضرت ابراهیم (ص) 



محمد (ص) سوار بر مادیان عجیبش در حالی که توسط جبرئیل هدایت می شود به قصر بزرگی می رسد که جلوی آن تخت سبز زمردی

وجوددارد و مرد ریش سفیدی بر آن نشسته است . جبرئیل او را آگاه می کند که این شیخ جدش ابراهیم است . ابراهیم با سلام ودرود

بر محمد (ص) می گوید : ((ای پیامبر پیامبران خوش آمدی " خداوند رسیدنت را مایه ی برکت قرار دهد .))  


جبرئیل که با هاله نورانی احاطه شده است در حالی که به قصر اشاره می کند می گوید((این خانه تو و همه ی کسانی است که از راه تو

پیروی می کنند  داخل شو و آن را بنگر . روزی هفتاد هزار فرشته برای بازدید از این خانه می آیند .)) @};-


ابراهیم مرد برگزیده ی خدا یکی از بزرگترین پیامبران اسلام والگوی برتر محمد (ص) است . علاوه بر آن نیای معروف سه مذهب

یکتاپرستی  یهودیت . مسیحیت واسلام وحلقه ی پیوند معنوی آنهاست . او که از طرف خداوند برای هدایت انسانها به پرستش تنها

خدای حقیقی انتخاب شده بود اولین مبارزه علیه چند خدائی را آغاز کرد . او خانه کعبه را با پسرش اسماعیل بنا وبرای مردی که در

مکه فرود می آید دعاکرد . او فرمان برداری مطلق وایمان شکست ناپذیرش را در حادثه ی غرورانگیز قربانی کردن پسرش برای خداوند

نشان داد . 

در روایات اسلامی نقل شده که ابراهیم در یکی از سفرهایش به حجاز سنگ بزرگ سفید و پاکی از خدا در یافت کرد که با کمک اسماعیل

آن را در یکی از دیوارهائی (کعبه ) که با دستان خود ساخت قرار داد . در اطراف این سنگ مقدس زیارتگاهی پایه گذاری شد و شهر مقدس

مکه در این محل ملکوتی بنا گردید . 

   


مسلمانان راستین  و مسلمانان دروغین  

کمی پس از آن پیامبر خود را در مقابل دو گروه از مسلمانان می یابد . گروه اول مردانی با پیراهن سفید وگروه دوم افرادی با پیراهن های

سفید وسیاه ( سفید با نوارهای سیاه ) هستند . فرشته ی وحی جبرئیل گروه اول را مورد خطاب قرار داده وبه انها اجازه می دهد با

پیامبر وارد قصر شده وهمه جا پیامبر را همراهی کنند . در حالی که به گروه دوم اجازه ی ورود نمی دهد . در واقع این جامه های سفید یا

سیاه وسفید  بر ظاهر روحانی  شخصیت ها تاکید دارد .پیامبر از ابتدای سفر تا انتهای دوره ی رسالت دستاری سفید بر سر دارد که

با همان شیوه ی قدیمی ( دور کلاهی ) روی سر پیچیده  می شود و پیراهنی سبز رنگ که در ناحیه ی کمر با کمر بندی بسته شده

برتن دارد .  


در سنت اسلامی برای رنگ سبز تعابیر زیبائی وجود دارد . عرفا معتقدند این رنگ نمادی از صلح . زیبائی . لطف ورحمت الهی

است . اما برای مسلمانان رنگ سبز علاوه براین که مظهری از رستگاری است ( پرچم اسلام نیز سبز است ) نمادی از بالاترین

ارزش های دنیوی و روحانی نیز می باشد . 

متون موثق حاکی از آنند که حضرت فاطمه (س)  دختر پیامبر به همراه همسر و فرزندانش در هنگام خطر به ردای سبز بزرگ خانواده

( پیامبر ) پیامبر پناه می بردند .   



بر کرانه ها ی در یای سیاه  


ملک مقرب پیامبر را به طرف در یای سیاه راهنمائی می کند . محمد (ص) که کاملا با هاله پیامبری احاطه شده

خیل بیشماری از فرشتگان میزبان را می بیند . او درباره ی سیاهی این در یا سوال می کند و جبرئیل در پاسخ می گوید :

تنها خداوند از ماهیت آن آ گاه است .در کناره ی دریا فرشته عظیم الجثه ای ایستاده که سرش به پایه ی عرش الهی در آسمان

می رسد . پاهایش بر روی زمین قرار دارد ودهانش به اندازه ی بلعیدن همه هفت طبقه زمین بزرگ است .

وظیفه ی او عبادت  خداوند است و آمرزش گناهان مومنان را نیز می طلبد .   




در مقابل فرشته ای با هفتاد سر 



در ادامه حضرت محمد (ص) سوار بر براق در حالی که توسط جبرئیل راهنمائی می شود ( هر دوی آنها را هاله ی نورانی احاطه کرده است )

به فرشته ی عظیم الجثه ای که دارای هفتاد سر است می رسد . هر کدام از سرهای او هفتاد زبان دارد که شب وروز خداوند را ستایش

کرده وبهترین اسما ء را به صورت مناجات زمزمه می کنند . کنار این فرشته فرشته ی دیگری ایستاده  که از چشمان او آب همه ی دریاها

فرو می ریزد . در واقع می توان از آن به عنوان تلاشی برای  پیوستن جهانی به جهان دیگر تعبیر کرد . 


خداوند در قرآن با صفاتی الهی یعنی ((اسماءالحسنی )) نامیده شده که تعداد آن نود و نه اسم است .هریک از این اسماءدر مناجات

توسط گروه بسیاری از فرشتگان ادا می شود . طبق یک حدیث نبوی خداوند نود و نه اسم دارد وکسی که این اسماء را بداند به بهشت

خواهد رفت . این صفات که برای ستایش پروردگار است خداوند را به صورت مجرد توصیف می کند . ( ذکر این اسمای همراه با مراقبه

امکان دستیابی به بالاترین حقایق معنوی و روحانی را به انسان می دهد ) اگر چه اغلب تصو یری انسان گونه از خداوند را قرار داده

مناظرات بحث انگیزی پیرامون مساله ی وحدانیت ذات الهی نیز بوجود آورده که همچنان ادامه دارد . 


بیش از یک سده قبل از شرح و تفصیل این اوراد وادعیه توسط صوفیه (سده ی هشتم / دوم ) بودائی ها ذکر و ستایش اسامی بودا را

در کتابی به نام ((بودانامه )) تصنیف کردند که هر روز در مراسم عبادی - مذهبی فرقه های مشخص ادا  می شود

فرشته ای با ده هزار بال 

وفرشته ی چهار سر 


محمد (ص) بار دیگر سوار بر براق به همراهی جبرئیل فرشته ای را می بیند که با ده هزار بال برروی سرش در دریای سیاه ایستاده است .

فرشته به داخل دریا پریده بیرون می آید وبال هایش را تکان می دهد . هر قطره ای که از بال های او پایین می افتد به واسطه ی قدرت

خلاق الهی به فرشته ای تبدیل  می شود . این پیکره ی استعاری بدون شک از باوری الهام گرفته که طبق آن خداوند هر روز جبرئیل

را به باغ ((عدن )) می فرستاد . او بال هایش را در آب رودخانه ای فرو می برد و سپس آنها را تکان می داد و از هر بال هفتاد هزار قطره

می افتاد وهر کدام به فرشته ای تبدیل می شد . در کنار فرشته ی ده هزا بال فرشته ی دیگری با چهار سر به شکل انسان  .  شیر

فرشته و گاو ایستاده است . طبق باور اسلامی حاملان عرش الهی به چهار شکل ظاهر می شوند . به شکل انسان و گاو ( که انسان ها

و حیوانات باری را شفاعت می کنند ) و فرشته و شیر ( که پرندگان و حیوانات وحشی را شفاعت می کنند ) . 

این پیکره ی نمادین  تصویر حزقیال نبی را تداعی می کند که با محبوسان تبعیدی در بابل ( حدود 593 ق .م ) در کنار رودخانه ی شوبر

همراه با چهار موجود زنده با صورت های انسان . شیر . گاو  و فرشته زندگی می کرد . این نقوش بیان گر کلیت و نشانه هایی از چهار

صورت فلکی اصلی منطقه البروج هستند .



در پای درختی با شاخه های زمرد 



آن ها در مسیر به (( سدره المنتهی )) می رسند ( قرآن . سوره ی نجم  آیه ی 14 ) جایی که پیامبر درخت بزرگ پر میوه ای با طعم و بوی

عالی و دلپسند می بیند  که شاخه هایش از زمرد و مروارید است . از پای در خت چهار رود جاری است  . دو رود از روی زمین و دو تا از زیر

زمین . دوچشمه اول یکی رود نیل است که از میان مصر  ودیگری فرات است که مجرای اصلی آن از شهر کوفه می گذرد . دو رود خانه ی

زیر زمینی یکی سلسبیل است که در بهشت جاری است ودیگری به حوض کوثر می ریزد . 


با گفتن این درخت می توان به یکی از ویژگیهای  اسطوره های ایرانی پی برد که معمولا در خت در کنار چشمه ای نشان داده می شود و

نمادی از خلقت است و  اما این موضوع  عبارتی از سفر پیدایش ( نخستین کتاب تورات  10 . 11  ) را نیز یاد آوری می کند .

این عبارت درختی را توصیف می کند که در میان بهشت روییده  و با رودخانه ای که به چهار شعبه تقسیم  احاطه گردیده است . 


سه پیاله از نور 


در این جا سه فرشته در حالت زانو زده  به محمد (ص) که سوار بر براق با هاله پیامبری احاطه شده  سه پیاله از جنس نور  پیشکش

می کنند .  در یکی از آنها شیر است  . در دومی شراب . ودر سومی عسل . محمد (ص) پیاله شیر را برداشته و به لبش نزدیک می کند

فرشته ها با دیدن این صحنه که پیامبر (ص) از میان سه پیاله  پیاله ی شیر را برگزیده  به او تبریک گفته و اضافه می کنند .(( با انتخاب شیر

و نوشیدن آن عملی بر حق انجام دادی  همه ی کسانی که از تو پیروی می کنند و از لغزش و خطا اجتناب می ورزند  با ایمان از این جهان

عزیمت خواهند کرد )). 


در بعضی روایات آب به جای عسل آمده و برخی از مفسران احتمال می دهند که اگر پیامبر آب یا شراب را برگزیده بود این انتخاب

پیشاپیش  در ناکامی و یا خود رائی و بی ثباتی پیروان  منعکس می شد .         

                                                                                                                                           


ظاهر شدن فرشته ی جبرئیل در اندازه ی واقعی خود 


جبرئیل از راه می رسد وبه محمد (ص) (که به صورت کامل با هاله ی پیامبری فرا گرفته شده ) می گوید : (( من نمی توانم جلوتر بروم ))

واز عرش نزول می کند وبه اندازه و هیبت اصلی خویش باز می گردد و ششصد بال خود را از شرق تا غرب می گستراند . در واقع آنها

جبرئیل ومحمد (ص) به فراسوی منطقه ای رسیده اند که محمد (ص) در آن مجبور به ترک براق خویش خواهد شد . 

آن منطقه مقام حضرت حق است که محمد (ص) در صدد ورود به آن است . مکانی که برای یاران مقرب خداوند تخصیص داده شده و او

باید به تنهائی به آنجا برود .

بنابر گفته ی نویسندگان اهل فن محمد (ص) زمانی از جبرئیل خواست تا صورت حقیقی خود همان صورتی که در بهشت دارد به او نشان

دهد جبرئیل در پاسخ گفت که پیامبر خدا قادر به تحمل چنین تصویری نخواهد بود . اما محمد (ص) پافشاری کرد و جبرئیل همان طور که از

کوههای عرفات فرود می آمد وتمام فضا را از شرق تا غرب پر می کرد بر او ظاهر شد در حالی که سرش به بهشت می رسید پاهایش

برزمین بود ورنگ بالهایش درخشندگی کورکننده ای داشت .   



به سجده رفتن حضرت محمد (ص) در عبادت پروردگار 



با قدم نهادن به مکان شکرگزاری وعبادت محمد (ص) سر بر سجده فرود می آورد  وبا صدای بلند می فرماید : (( قلب من عظمت و بزرگی

پروردگار را در یافته وچشمانم بر آن نظر افکنده است )) . سپس پروردگار به او می گوید : (( سرت را بلند کن و نام مرا به بزرگی بخوان  ))

فرشتگان که نظاره گر نزدیکی پیامبر (ص) به عظمت عرش الهی هستند اعلام می کنند : (( ما گواهی می دهیم که  پروردگار متعال

یکتاست وجز او خدای دیگری نیست و شهادت می دهیم که محمد بنده و فرستاده ی اوست )) .

این جمله ی دعاگونه که دارای ارزشمند مقدسی است اظهار عقیده به اسلام و پیوستگی معنوی به آن است که  همان رکن پنجم دین اسلام

 می باشد .  چهار رکن دیگر خواندن  نمازهای یومیه  صدقه دادن براساس آیین عبادی اسلام ( زکات)  روزه ی رمضان در هر سال وزیارت شهر

مقدس مکه (حج ) است .  پیامبر در این جا به صورت کامل  با پرتوی طلائی که از  بدنش برانگیخته می شود  فرا گرفته شده   هاله ای که  ظاهرا

پشتیبان و یاری دهنده ی او به هنگام عبادت پروردگار در آسمان آبی - طلائی است .   




نمازهای پنج گانه ی یومیه 



محمد (ص) در حال سجده به عبادت پروردگار مشغول است . سپس خداوند با بنده ی برگزیده ی خود محمد (ص) صحبت می کند  و به

او که پیش از سخنان پروردگار در حال تعظیم و تکریم الهی بود درباره ی تعلیم پیروانش به خواندن پنجاه رکعت نماز روزانه سفارش می کند . 


پیامبر ( که کاملا با هاله ی پیامبری احاطه شده  ) به سمت حضرت موسی ( ع ) باز می گردد ( که تنها سر او با هاله ی نورانی احاطه

شده ) و فرمانی را که دریافت کرده با او در میان می گذارد . پیامبر عبری با اتکا به تجربه ی خود در میان بنی اسرائیل اورا به کم کردن

تعداد وعده های نماز در روز سفارش می کند و پیامبر می پذیرد . 

با در خواست او خداوند لایزال آن تعداد را به چهل و پنج مرتبه  نماز کاهش می دهد  . در بازگشت نزد حضرت موسی (ع ) پیامبر (ص )

یک بار دیگر برای کاهش تعداد وعده های نماز تشویق و توصیه می شود . @};-

 خداوند تعداد آن ها را تا چهل عدد کم می کند اما حضرت موسی ( ع) معتقد است که چهل نوبت نماز در روز بسیار زیاد است و محمد (ص)

را برای بار سوم ( به سمت خداوند می فرستد . )

در نهایت پس از شش بار تقاضا خداوند تعداد نمازها را به سی . سپس به بیست . به ده و سرانجام به پنج بار در روز کاهش می دهد

و به واسطه ی رحمت و بخشایش اش اضافه می کند : (( به هر کدام از پیروان تو که نماز های پنج گانه را در نهایت اشتیاق به دین و

عقیده اش ادا کند معادل پنجاه نوبت نماز پاداش می دهم ...)) 


با اینکه قرآن سه نماز را در زندگی روزانه تعیین کرده پنج نوبت نماز مثل ضرب آهنگی ساعات روزانه ی مومن را تنظیم می کند .

موذن از گلدسته ی مرتفع مسجد پنج بار در روز ( همگان را ) به نماز فرا می خواند . سپیده دم .  مقارن ظهر  . نیمه ی بعداز ظهر

مغرب و مقارن شامگاه . 

این نمازها همراه با آداب مخصوصی است که به تزکیه ی نفس و به آیینی متکی به سنت نیازمند است .   


+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 9:17  توسط برگرفته از کتاب سفر معجزه آسای پیامبر   |